دانلود مقاله کاشی ها

Word 4 MB 12300 33
مشخص نشده مشخص نشده هنر - گرافیک
قیمت قدیم:۲۴,۰۰۰ تومان
قیمت: ۱۹,۸۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • کاشیها یکی از قدیمیترین و گسترده ترین فرم تزئینات معماری است که در سرتاسر دنیای اسلامی به کار برده می شود.

    در ایران در طول حکومتهای ایلخانی، تیموری و صفویه این هنر تزئینی به اوج تحول و توسعه خود رسید.

    از هنگام ابداع کاشی و در ادوار گذشته، کاشیکاری به نحو گسترده ای برای جلوه بخشیدن به سطوح بناهای ایران مورد استفاده قرار می گرفت.

    در دوره اسلامی ایران، بهره جستن از کاشی برای تزئین سطوح داخلی و خارجی اماکن مذهبی، کاخهای سلطنتی و اقامتگاههای شخصیتهای متمول و با نفوذ، فراوان به چشم می خورد.

    “معبد چغازنبیل” واقع در خوزستان؛ از جمله مکانهایی است که نخستین کاشیهای ایرانی در آن یافت شده اند.

    این کاشی ها، از نوع کاشیهای دیواره ای لعابدار بوده و به شکل مربع قالبریزی شده اند و در میان برخی از آنها برجسته کاری به چشم می خورد.

    تاریخ تولید این نوع کاشی ها،‌ قرن سیزدهم ق م تخمین زده شده است.

    در “سوزا”ی لرستان تعدادی کاشی چهارگوش با نقشهای برجسته یافت شده که تاریخ تولید آنها به قرنهای دوازدهم تا هفتم ق م باز می گردد.

    این کاشی ها با مینا رنگ آمیزی شده و اشکال حیوانات و اجنه بالدار را نمایش می دهند.

    در منطقه “باباجان تپه” لرستان، کاشیهای مربع شکلی که احتمالاً متعلق به سقفهای بناها بوده، یافت شده اند.

    تولید آنها را می توان به قرن هشتم ق م نسبت داد.

    ماده اصلی این نوع کاشی ها گل رس پخته شده است و طرحهایی هندسی قرمزرنگی بر آنها نقش بسته‌اند.

    اما،‌این روند موفقیت گذرا می نماید.

    زیرا علی رغم رواج چشمگیری که این کاشی ها در آغاز داشته، به مرور زمان با تنزل محبوبیت رو به رو گشتند.

    و در مقابل ، آنچه که عناصر تزئینی معماری دوران هخامنشی و ساسانی را تشکیل می داده، آجرهای لعابدار، گچ بریهای رنگارنگ، سنگهای حکاکی شده، دیواره نگاره ها – نقاشیهای دیواری – و موزائیکهای مرمرین می شده است.

    تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم.

    و تنها در این زمان یعنی اواسط قرن نهم / سوم در این ناحیه هنر کاشیکاری احیا شده و رواجی دوباره یافت.

    در حفاریهای شهر “سامره” – پایتخت سلسله عباسیان بین سالهای 836/222 تا 883/270 بخشی از یک کاشی چهارگوش چند رنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در برداشته، به دست آمده است.

    از جمله کاشیهایی که توسط سفالگران شهر سامره تولید و به کشور تونس صادر می‌شد، می‌توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب “مسجد جامع قیروان” قابل مشاهده اند.

    عملاً تا قبل از قرن یازدهم / پنجم موضوع تولید کاشی در ایران اسلامی عملاً ناشناخته باقی مانده است.

    نخستین گونه چنین اشیایی که در حفاری ها ثبت شده، همان کاشیهای یافت شده در شهر “غزنه” پایتخت سلسله غزنویان – از شهرهای کنونی افغانستان – بوده است.

    با وجود اینکه، هیچ یک از کاشیهای متعلق به دوران “قبل از غزنویان” ، در محل اصلی خود یافت نشده، ولی مطمئناً می توان این دسته از کاشی‌ها را به زمانی پیش از دهه دوم قرن سیزدهم / هشتم مربوط دانست.

    افزون بر آن، شباهتهایی بین این کاشی ها و کاشیهای بدست آمده در جریان حفاریهای سوزا وجود داشته که آنها را می توان در حاشیه های مرواریدی و حیواناتی که به شکل نیمرخ قرارگرفته، ملاحظه نمود.

    با این وجود، نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری به حدود سالهای 1058/450 باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره ”مسجد جامع دمشق” قابل دستیابی است.

    سطح این برج استوانه ای با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است.

    و این کاشی ها دقیقاً در قسمتهای تحتانی رأس آن به صورت افقی قرار گرفته اند.

    کتیبه مناره به خط کوفی داری دنباله های تزئین یافته و با تکنیک برجسته کاری قالب ریزی شده و لعاب دیده اند.

    در حالی که، حواشی آن بدون لعاب باقی مانده اند.

    شبستان گنبددار “مسجد جامع” قزوین – 1115/509 – شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد.

    و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد.

    بر روی دیوارهای خارجی نیز کاشیهای فیروزه ای رنگ تقریباً به سبک موزائیک کاری استفاده شده اند.

    این کاشی ها اجزای سازنده الگوهای هندسی را تشکیل داده که با رنگ قرمز آجرهای بدون لعاب در تضاد کامل اند.

    در قرن دوازدهم / ششم رنگهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند.

    از این دوره تعدادی کاشی کتیبه ای تراشخورده با رنگ فیروزه ای لعاب داده شده بر جای مانده است (تصاویر شماره 3-2).

    در مدت زمان غلبه سلجوقیان بر مناطقی از ایران و در دوره ای پیش از سالهای آغازین قرن سیزدهم / هفتم تولید ظروف سفالی و کاشی توسعه خیره کننده ای یافت.

    مرکز اصلی تولید کاشان شهر کاشان بود که امروزه در نواحی میانی ایران قرار داد.

    این شهر اهمیت خود را تحت همین عنوان تا قرن ها بعد حفظ نمود.

    نام کاشان از نظر لغوی مترادفی برای تولید کاشی به شمار می رفت.

    در گذشته نیز مثلاً در اواخر قرن سیزدهم / هفتم واژه خلاصه کلمه کاشانی – به عنوان کاشی مورد استعمال قرار می گرفت.

    تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت،‌ در کاشان تولید می شد.

    حرفه سفالگری، - با توجه به اینکه در انحصار انساب پدری بود – توسط پدر برای پسر به ارث گذاشته می شد.

    برای مثال، براساس مدارک معتبر مکتوب؛ خانواده “ابوطاهر” دست کم برای چهار نسل انواع کاشی ها را تولید کرده اند.

    اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا و شش ضلعی برای شکیل نمودن از اره های درون ساختمان ها با یکدیگر ترکیب می شدند.

    اشکال دیگری چون چند ضلعی های پیچیده نیز در کاشیکاری به کار برده می شد.

    از کاشیهای لوحه مانند در فرمهای مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب از اره ها استفاده می شد.

    ترکیبی از قابهای بزرگ مستطیل شکل در مرکز و کاشیهای کتیبه ای پیرامون آنها، زینت بخش قسمتهایی از محراب ها بوده اند.

    قالبریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد.

    در حالی که، برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین یافته اند.

    کاشیهای تراشخورده کمتر دیده می شده و به نظر می رسد که از انواع کمیاب بوده اند.

    کاشیهای زاویه دار برای پوشانیدن گوشه ها و شکافهای درون ساختمان به شکل طاقچه برجسته کاری می شدند.

    این تکنیک سه نوع روند مختلف را شامل می شد که عبارتند از: لعاب تگرگ، رنگ آمیزی مینائی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب.

    توضیحاتی در مورد برخی از این تکنیک ها توسط فردی به نام “ابوالقاسم عبدالله بن محمدبن علی بن ابی طاهر” بر روی سفال ها نوشته شده است.

    ابوالقاسم مورخ دربار ایلخانیان – خاندان مغولی تبار حاکم بر ایران از میانه قرن سیزدهم / هفتم تا میانه قرن چهاردهم / هشتم و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان – ابوطاهر – بود.

    ضمن آنکه، او برادر سازنده کاشی نمایش داده شده در تصویر شماره 23 است.

    توضیح درباره نوع تکنیک ابوالقاسم در حدود سالهای 1301 – 1300/700 به رشته تحریر درآمده است.

    آنچه مسلم است استفاده از لعاب تکرنگ، ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود.

    اما در دوران حکومت سلاجقه بر گستره لعابهای رنگ شده، رنگهای کرم، آبی فیروزه‌ای و آبی لاجورد – کبالتی – نیز افزوده گشت.

    بعضی از مواد گوناگونی که معمولاً این رنگها از آنها به دست می آمده، توسط ابوالقاسم نام برده شده اند.

    ابوالقاسم همچنین عنوان واژه “هفت رنگ” را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب که معمولاً به نام مینائی شناخته می شود.

    اطلاق کرد.

    این تکنیک در دوره نسبتاً کوتاهی بین اواسط قرن دوازدهم / ششم تا اوایل قرن سیزدهم / هفتم از رواجی بسیار چشمگیر بهره مند بود.

    اما از زمانی که شرح تکنیک ابوالقاسم مکتوب شد این تکنیک تقریباً به تکنیکی مهجور بدل گشت.

    در تکنیک مینائی افزون بر رنگ طلایی، رنگهای بسیار زیاد دیگری نیز بر روی لعاب سفید یا فیروزه ای به کار گرفته می شدند.

    کاربرد این تکنیک را در ظروفی مانند کاسه و تنگ یا آفتابه و لگن که استفاده های روزمره و تولید انبوه داشته، می توان یافت.

    کاشیهای ساخته شده با تکنیک مینائی یا هفت رنگ جلوه ای کاملاً کم نظیر داشتند.

    (تصویر شماره 5).

    آنچه که توسط ابوالقاسم لعاب دو آتشه خوانده می شد، در واقع رنگ آمیزی به روی لعاب زرین فام، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود.

    مراحل کار به این شرح بوده که پس از بکارگیری لعاب سفید بر روی بدنه ‌کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجدداً در کوره حرارت می دیده و در نهایت، به صورت شیء درخشان فلز گونه‌ای درمی‌آمده است.

    با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجائی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرحهای پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی؛ می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیرمذهبی تعلق داشته اند.

    از دیگر کاشیهایی که می توان به آنها اشاره کرد کاشیهایی کوچکتر به شکل ستاره های هشت گوش بوده که اندازه آنها بین 10 تا 15 سانتیمتر است و تصاویر حیوانات و انسانهایی را به حالت نشسته به نمایش می گذارند.

    کاشیهای بزرگتر در اشکال ستاره هشت گوش و همچنین چلیپا به چشم می خورند که یکسان بودن اندازه های 1/31 سانتی متری شان، استاندارد بودن الگوی ساخت آنها را به اثبات می رساند.

    در این گونه از کاشی ها تصاویری از صحنه های درباری دیده می شوند.

    آنچه که ستاره های هشت گوش را احاطه کرده؛ نوارهای کتیبه ای شامل دوبیتی های به زبان فارسی است.

    ضمن آنکه برخی مواقع کتیبه های تاریخی را نیز به نمایش می گذارند.

    تمامی کاشیهای از این دست در فاصله بین سالهای 1312-1203/610-600 تولید شده اند.

    در بعضی از این کاشی ها، امضای فردی به نام “ابوزید” دیده می شود.

    با توجه به اطلاعات موجود در منابع مکتوب، وی با همکاری “محمدابن ابی طاهر” در زیارتگاههای امامان شیعه – سلام الله علیهم – فعالیت هنری داشته و استاد کار دیگری از خاندان سرشناس “ابوطاهر” بوده است.

    از این روی، با کمک و همکاری یکدیگر تزئین از اره ها و محرابهای زیارتگاه حضرت فاطمه معصومه (س) – خواهر امام هشتم،‌امام رضا (ع) – را در سال 1206-603 و زیارتگاه امام علی بن موسی الرضا (ع) را در سال 1215/612 به انجام رساندند.

    در کاشیهای این زیارتگاهها به نحوی شایسته تنها از الگوهای گیاهی ، هندسی و کتیبه های مذهبی استفاده شده که در تقابل با تزئینات پیکره ای کاشیهای بناهای غیرمذهبی قرار دارد.

    نقطه افرتاق نوع تزئینات درون عمارتهای مذهبی و غیرمذهبی همین استفاده از طرحهای گیاهی و هندسی یا عناصر پیکره ای است.

    زیرا تفکر خاص مذهبی؛ تنها استفاده از موضوعهای غیرپیکره ای را برای بناهای مذهبی مجاز می دانسته است.

    ویرانی حاصل از تهاجم اقوال مغول به سرزمین ایران در اواسط قرن سیزدهم / هفتم تنها مدت اندکی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت.

    و در واقع، هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 1255-1243/654-642 بر جای نمانده است.

    پس از آزادی شهرهای ایران، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند.

    نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود.

    و از این عصر می توان به عنوان پربارترین دوره تولید کاشی در ایران یاد نمود.

    تعداد بی شماری کاشی برای کتیبه ها و از اره های اماکن مذهبی و غیرمذهبی تولید شدند.

    تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان “لاجوردینه” را به خود گرفت جانشین آن شده و به تکنیکهای رنگ آمیزی تکرنگ، چند رنگ و شفاف اضافه گشت.

    لوازمی که توسط تکنیک لاجوردینه تزئین می یافته پس از قالبریزی با رنگهای سفید، لاجوری و در مواردی نادر، فیروزه ای لعاب داده می شدند.

    و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در معرض حرارت قرار می گرفتند.

    همچنین در برخی موارد طلاکاری بر روی این لوازم انجام پذیرفته است.

    در سالهای بعد، کاشان همچنان مرکز اصلی تولید سفال و کاشی باقی ماند.

    جدای از تمایز آشکار میان بناهای مذهبی و غیرمذهبی، اشکال و موضوعهای مشترکی در کاشیکاری دوران ایلخانی رواج داشت.

    به عنوان نمونه،‌ستاره های هشت گوش و کاشیهای کتیبه ای، در تمامی ساختمان ها به کار برده می شدند.

    ضمن آنکه ، در این زمان قالبهای مشترکی برای ساخت برخی کاشیهای کتیبه ای غیرمذهبی و کاشیهای محراب ها به کار رفته اند.

    این گونه کاشی ها غالباً با یک رنگ واحد لعاب دیده و سپس به صورت شفاف یا با استفاده از تکنیک لاجوردینه رنگ آمیزی شده اند.

    بسیار متحمل می نماید که در این دوره کاشیکاران کاشان، تولید کاشی را در سراسر کشور به انحصار خود در آورده و استفاده ای بهینه از تکنیکهای گوناگون و تجارب عظیم خود نمودند.

    در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد (شکلهای 11 – 10 ، 15) و لیکن در ربع پایانی قرن سیزدهم / هفتم به میزان اندکی رنگهای لاجوردی و فیروزه ای مورد استفاده قرار گرفتند.

    (تصاویر شماره 13-12، 23-16) با نزدیک شدن به قرن چهاردهم / هشتم آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد.

    (تصویر شماره 24 ) و سرانجام تکنیک رنگ آمیزی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز، سیاه و سایر رنگ ها جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشیهای تولید شده با چنین تکنیکی معمولاً با نام کاشیهای “سلطان آباد” شناخته می شوند.

    گفته می شود که کاشیهای مورد بحث برای نخستین بار در شهر اراک کشف شده اند.

    (تصاویر شماره 26-25) تکنیک لاجوردینه نیز به سرنوشت تکنیک مینائی دچار شد و تنها زمان کوتاهی رواج داشت.

    این تکنیک در ربع سوم قرن سیزدهم / هفتم به ظهور رسید و لیکن تا اواسط قرن چهاردهم / هشتم به تکنیکی منسوخ و مهجور تبدیل گشت.

    از دوره حاکمیت ایلخانان مغول تعدادی از ساختمانهای مذهبی معروف که با تزئینات فراوان کاشی پوشش یافته، قابل اشاره می باشند.

    از جمله، مقبره “امامزاده یحیی” در “ورامین” – مورخ 1263-1262/661 که مجموعه کاملی از ستاره های هشت گوش، کاشیهایی به فرم چلیپا همراه با الگوهای گیاهی و هندسی و نیز نوشته های قرآنی، تزئینات آن را تشکیل داده اند.

    (تصویر شماره 10) همچنین مقبره “عبدالصمد” در “نطنز” – 1308-1307/707 با کتیبه ای جلادار (تصویر شماره 20) و “امامزاده علی‌بن جعفر” در “قم” همراه با محرابی که تاریخ آن سال 1334/734 ثبت شده است.

    “قصر آباقاخان” – حاکم ایلخانی – در تخت سلیمان ، محلی در شمال غربی ایران کنونی ، از مهمترین ساختمانهای غیرمذهبی همراه با تزئینات کاشیکاری است.

    این مورد تنها بنای غیرمذهبی با تزئینات کاشی بر جای مانده از دوران ایلخانیان است.

    تاریخ تأسیس این بنا را می توان دهه 1270/669 تخمین زد.

    در میان یافته هایی از بقایای قصر، می توان به مجموعه وسایل کوزه گری و قالبهایی برای تولید کاشی اشاره کرد.

    آنچه با توجه به این یافته ها آشکار می شود، انتقال سفالگران به این محل به منظور تولید کاشیهای تزئینی است.

    کاشیهایی که از جمله لعاب تک رنگ، لعاب چند رنگ، لعاب زرین فام و لاجوردینه رنگ آمیزی شده اند.

    موضوع های به نمایش گذاشته شده در این کاشی ها صحنه هایی را شامل گردیده که با الهام از ادبیات حماسی ایران نقاشی شده اند.

    عناصری که در این زمینه به کار گرفته شده، شامل اژدها و ققنوس ، تأثیر گرفته از طرحهای چینی (تصاویر شماره 19 ،‌28) می باشند.

    همچنین ابیاتی از کتاب حماسی ایران، “شاهنامه فردوسی” ، در این کاشی ها خودنمایی می کنند.

    برخی از این کاشی ها دارای تاریخ بوده که این تعداد از نظر تاریخی بین سالهای 1275-1271-674 – 670 قرار می گیرند.

    با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن چهاردهم / هشتم عصر طلایی تولید کاشی در ایران نیز پایان یافت.

    کاشیهای معرق – موزائیکی – تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند.

    این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها به ویژه برای تزئین محراب ها بسیار استفاده می گشت.

    در دوره ایلخانیان برای نخستین بار این تکنیک مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه که در “مقبره امامزاده جعفر” اصفهان – 1325/726 – به وقوع پیوست.

    اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن چهاردهم / هشتم تا قرن پانزدهم/ نهم رواج پیدا کرد.

    در ابتدا گستره رنگی؛ محدود به رنگهای فیروزه ای، آبی لاجوردی و سفید بود.

    اما این ترکیب با استفاده از رنگهای زرد، سیاه ، قهوه ای،‌بادمجانی و … در راستای کسب تأثیرات ترکیبی چند رنگی توسعه یافت.

    با توجه به وقتگیر بودن نصب کاشیهای معرق در اواخر قرن پانزدهم / نهم ،‌تکنیک ارزان تری به عنوان جایگزین آن، به کار گرفته شد که اصطلاح “کاشی هفت رنگ” به آن اطلاق می گشت.

    این تکنیک، ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود.

    همچنین در چنین شیوه ای رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند.

    زیرا آنها توسط خطوط رنگینی مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند.

    این ترکیب درون کوره از بین رفته و تنها خطی مات میان آنها بر جای می ماند.

    در بسیاری از بناهای تیموریان شاهد رواج مجدد کاشیکاری به شیوه هفت رنگ هستیم که به عنوان نمونه،‌می توان از “مدرسه غیاثیه” “خردگرد” که در سال 1442/846 تکمیل شده یاد کرد.

    در عصر صفویه (17-16/11-10) تکنیک کاشی هفت رنگ به نحوی گسترده به کار گرفته شده و نصب کاشیهای چهارگوش درون قابهای بزرگ و در کنار یکدیگر؛ منظره‌هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف، به وجود می آورده‌اند.

    (تصویر شماره 35) این قاب ها برای تزئین کاخهای مسکونی – مشخصاً آن دسته از کاخهایی که اوایل قرن 17/11 در اصفهان و نائین بنا شده – به کار رفته اند.

    هر کاشی جزئی از یک ترکیب کلی به شمار رفته و سبک نگارگری معاصر خود یا همان ایران دروان صفویه را منعکس می سازد.

    خطوط تیره در تکنیک هفت رنگ جایگزین دورگیریهای سیاه رنگ گردیده و علی رغم گستره وسیع رنگهای مورد استفاده، این خطوط بر روی پس زمینه ای به رنگ سبز متمایل به زرد کدر قرار می گرفتند.

    (تصویر شماره 36) گروه قابل ملاحظه ای از کاشیهای دوران صفویه که از رواج نسبتاً کمتری برخوردار بوده، بازتابی از تولیدات سفالگری همزمان خود می باشند.

    تولیدات سفالگری این دوره غالباً به رنگهای آبی یا سفید بوده و زیر لعاب شفاف رنگ آمیزی شده اند.

    از این نوع سفال ها به عنوان ظروف “کوباچی” یاد شده که منصوب به شهری در کناره دریای خزر بوده و نخستین نمونه ها از آن شهر به دست آمده اند.

    در دوران قاجاریه 19-18/13-12 استفاده از تکنیک هفت رنگ و کم و بیش کاشیهای معرق ادامه یافت.

    ولی رایج ترین تکنیک،‌رنگ آمیزی زیر لعاب بر روی کاشیهای قالب ریزی شده بود.

    رنگهای مورد استفاده در این تکنیک، شامل آبی لاجوردی، سبز روشن ، ارغوانی روشن، بادمجانی، فیروزه ای ، زرد و سیاه برای دورگیری ها می شدند.

    این کاشی ها از لحاظ فرمی به اشکال چهارگوش یا مستطیلی و مضامین به نمایش درآمده در آنها همواره دارای عناصر پیکره ای بودند.

    در نهایت، این نکته مورد توجه قرار گرفته که کاشیکاری مشخصاً تکنیکهای همزمان سفالگری و نیز ذوق و سلیقه حامیان خود را منعکس ساخته و کارکرد ساختمانی را که بر روی آن کاشیکاری صورت گرفته است، آشکار می سازد.

    از آنجائی که دیواره های کاشیکاری شده که در مسیرهای داخلی و خارجی بناها قرار می گرفته، به نحو قابل توجهی با سبک معماری همخوانی داشتند، برآورده ساختن نیازهای زیبائی شناسی و کارکردی، نقش اساسی و ضروری آنها به شمار می آمده است.

    در چنین راستائی، مطالعه و بررسی کاشیهای ایرانی می تواند هر پژوهنده ای را به شناخت و درک مسائل گوناگونی رهنمون سازد.

    از جمله اینکه فرضاً زندگی و نوع رفتار شاهزاده ها و یا افراد متمول در فضای معماری چگونه بوده و نیز مسلمانان درون مساجدشان دارای چه عملکردی بوده اند.

    هفت کاشی مربوط به مجموعه کاشیهایی که از شهر غزنه پایتخت سلسله غزنویان (1187 – 977/583-367)، واقع در افغانستان کنونی یافته شده، در موزه هنر متروپولیتن نگهداری می شوند.

    این کاشی ها درون گالریهای شماره 3 و 4 b مورد بازدید قرار گرفته اند.

    اکثر کاشی ها چهارگوش و برخی از آنها چند ضعلی بوده و به صورت برجسته قالبریزی شده اند.

    لعابهایی تکرنگ سطح این کاشی ها را که به رنگهای سبز، زرد، قهوه‌ای ، قرمز، آبی و فیروزه ای بوده، پوشانده اند.

    کاشی های مورد بحث، دارای طرحهایی از حیوانات و گیاهان و نیز در مواردی، خط نگاره می باشند.

    در جریان کاوشهای باستانشناسان ایتالیایی درغزنه و در لایه های حفاری شده پیش از عصر غزنویان،‌نمونه هایی از این کاشی ها یافت شده اند.

    این کاشی ها متعلق به خانه ای می باشند که در جریان حمله‌مغول در سال 1221/618 ویران گردیده بود.

    به این ترتیب، تولید این کاشی ها را به برهه ای بین نیمه دوم قرن 12/6 و اوایل قرن 13/7 نسبت می دهند.

    یعنی دوره ای که شهر غزنه خراجگزار غوریان و پس از چندی، خوارزمشاهیان بوده است.

    از آنجائی که هیچ کدام از کاشیهای مورد نظر در محل اصلی شان یافت نشده، تنها می توان در مورد استفاده از آنها برای پوشاندن کف و دیوارها و یا چگونگی نصب شان تخمین هایی زد.

    در حقیقت سبک متولید این کاشی ها بسیار منحصر به فرد و بی مانند است.

    از قرنهای 12/6 و 13/7 اندکی کاشی قابل مقایسه با کاشی های هم عصر خود را می توان یافت.

    تزئینات آنها شباهت و قرابت دلنشینی با نقش و نگارهای کاشیهای دوره قبل از اسلام متعلق به سوزا دارند.

    مانند حواشی مرواریدی که در تصویر شماره 1 – ب نمایش داده شده و نیز نقش حیوانی که به حالت نیمرخ درون قابی محصور شده است.

    تکه هایی از یک پارچه کتانی با تزئینات نقاشی شده در گالری شماره 3، در موره متروپولیتن ایده ای از ترکیب بندی و آرایش کاشی ها را بدست می‌دهد.

    این پارچه دارای طرحی چهارخانه ای است که درون هر مربع، تصاویر شیرهایی قرار گرفته اند.تاریخ و مبدأ آنها؛ ایران قرن 11-10/5-4 کاملاً نامعلوم است و از طریق آنها نمی توان مطالعات تطبیقی و مقایسه ای قابل قبولی را ارائه داد.

    موزه هنر متروپولیتن، در دهه های 1930-1940/1360-1350 دست به حفاریهایی در شهر نیشابور زد که در جریان آنها این کاشی از پشته ای در این شهر یافت شده است.

    دو قسمت بالایی و پائینی کاشی مفقود شده و بدنه کاشی ضخیم آن، به صورت برجسته کاری عمیقی کنده کاری شده است.

    کتیبه به صورتی مشخص بالاتر از پس زمینه قرار گرفته؛ پس زمینه ای که خود دارای برجسته کاری با تزئینات اسلیمی می‌باشد.

    کتیبه احتمالاً حاوی نقل قولی از قرآن یا چنین عبارتی بوده است: … الله عند هو … “خداوند به اونزدیک باد” ؛ عبارتی که در قرآن فراوان نقل شده است.

    مشخص کردن ترتیب دقیق واژه های آن و مرتبط دانستن آنها با سوره یا بخش معینی از قرآن غیرممکن است.

    با این وجود، واضح است که از این کاشی برای تزئین ساختمان مذهبی استفاده شده است.

    این کاشی یک نمونه نایاب از نوع کاشیهای کتیبه ای که با تکنیک مینائی – رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب – نقاشی شده، می باشد.

    حاشیه هایی بالائی و پائینی نسبت به زمینه اصلی برجسته تر بوده و با طرحهای طلاکاری شده تزئین شده اند.

    کتیبه اصلی، برجسته کاری شده و با خط انتزاعی کوفی نگارش یافته و با رنگ قهوه‌ای دورگیری شده است.

    احتمالاً نوشته آن، آیه 92 سوره حجر قرآن بوده که می گوید: “فوربک لنسئلنهم اجمعین.

    به معنی: “به پروردگارت سوگند که از همه بازخواست کنیم”.

    به علت ماهیت مذهبی کتیبه، این احتمال وجود دارد که این کاشی بخشی از یک کتیبه بزرگتر در پیرامون محراب باشد.

    دیگر کاشی ها ، که با توجه به سبک نگارش و حاشیه های تزئینی آنها احتمالاً از این نوع کاشی کتیبه ای بوده، در موزه های ویکتوریا و آلبرت لندن و هنرهای اسلامی برلین نگهداری می شوند.

    کاشیهای زرین فام بناهای غیرمذهبی دوران قبل ایلخانی – قبل از حمله مغولان در قرن سیزدهم / هفتم – به دو دسته عمومی تقسیم می شوند: کاشیهای کوچک زرین فام چند ضلعی با اندازه 51/9 تا 2/13 سانتی متر، همان طور که در تصویر آمده و ستاره ها و چلیپاهای بزرگ در اندازه 1/31 سانتی متر، همانند نمونه تصویر شماره 7 و 8 ، رایج ترین شکل کاشیهای کوچک، کاشیهای ستاره ای هشت ضلعی بوده که با ماشینهای تکرنگ لعابی ترکیب می شوند.

    مثل پانلی که در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن وجود دارد.

    اشکال دیگر را ستاره های شش ضلعی و در برخی موارد، کاشی های شش گوشه تشکیل می دهند.

    مثل کاتالوک شماره 6 – الف ؛ تصاویر روی آنها معمولا حیوانات کوچک یا مردان نشسته می باشند.

    در این نوع کاشی، از خطاطی کمتر استفاده شده، اما دو شیوه نقاشی در آن مشاهده می شود.

    نقشهای ریز با خطوط باریک به همراه تزئینات گیاهی و طرحهای اسلیمی منحنی مانند حکاکی شده در زمینه لعاب، مانند تصویر شماره 6 الف که توسط “الیور استون” طرح کاشان نامیده شدهاست.

    و نقشهای خشن تر با خطوط ضخیم تر به همراه طرحهای گیاهی که روی زمینه صاف نقاشی شده اند، مثل تصویر شماره 6-ب – به سبک بنائی.

    این کاشی مربوط به نوع بزرگتر کاشی رایج در دوره ماقبل ایلخانی است.

    بعضی از کاشی های ستاره شکل هشت ضلعی منقوش، پیکره های انسانی را به تصویر کشیده‌اند.

    اندازه: تقریبا 1/31 سانتیمتر.

    این کاشی ها غالباً یک رباعی به زبان فارسی در حاشیه خود دارند.

    9 قطعه از این کاشی ها تاریخدار و چهار قطعه با امضای “ابوزید” می باشند.

    چون تاریخ آنها بین سالهای 1203/600 تا 1213/610 بوده، مشخص است که به تنهائی در یک ساختمان نصب شده اند.

    نقاشی روی این کاشی صحنه ای سنتی است؛ حاکمی ریشدار که روی تخت نشسته و چهار کنیز از او پذیرائی می کنند.

    حضور یک ببر خوابیده در جلوی او به همراه نقش پرنده،‌احتمالاً صحنه خارج از ساختمان را القا می کند.

    سبک ، طرح کاشان “الیور واتسون” با نقشهای ریز است.

    به رغم اینکه نوشته ها در سبک شیار منحنی نگارش یافته و تقریباً خراب شده اند با این حال، امکان مشاهده سه رباعی وجود دارد.

    یکی از آنها توسط “مهدی بهرامی” خوانده شده و تاریخ آن، نیز به چشم می خورد.

    ترجمه یکی از رباعیات فارسی به شرح زیر است: غم در ره عشق، کمتر از شادی نیست جز شادی و غم،‌زمانه را یادی نیست هر چند بیابان بلا ، هست دراز با توسن عشق، غیر شادی نیست نقاشی، تفسیر متن نوشته شده نیست.

    نکته قابل توجه این است که رباعیات فارسی که روی کاشی نوشته می شده، معمولا گویای غم عشق بوده و جز در موارد بسیار استثنائی، هیچ رابطه ای با نقاشی روی کاشی ندارند.

    این کاشیهای چلیپا به دلیل تشکیل یک دیواره کاشی احتمالاً با کاشیهای بزرگ ستاره شکل هشت ضلعی نظیر تصویر شماره 7 ترکیب و چیده می شده‌اند.

    زیرا شکل، نقاشی و اندازه آنها با هم به خوبی هماهنگ است.

    این نمونه ها در زمره قدیمی ترین کاشیهای از نوع چلیپا بوده که تاکنون باقی مانده اند.

    نقشهای هر دو کاشی زوجهای انسانی نشسته مقابل هم را نشان داده که هاله ای از نور در پشت سر آنان وجود داشته و با استفاده از تکنیک زیر لعابی نقاشی شده اند.

    نقش پس زمینه را پیچکهایی که روی زمینه زرین فام حک شده، تشکیل می دهند.

    همین شیوه، روی ردای مردان نیز اجرا شده و پرنده ها و برگهای کوچک با استفاده از تکنیک زیر لعابی در زمینه، نقاشی شده اند.

    کتیبه های حواشی این دو کاشی چلیپا از بین رفته اند.

    در واقع خط نگاره ها فقط در کاشیهای ستاره ای شکل که با کاشیهای چلیپا ترکیب می شده، وجود دارند.

    براساس بازسازی احتمالی، تصویر اصلی این قطعه کاشی متعلق به کاوشهای نیشابور یک ستاره هشت ضلعی بوده است.

    شیوه نقاشی به وضوح متعلق به همان گروه کاشیهای چلیپایی بزرگ است.

    (تصاویر شماره 7-8) شیوه نقاشی این کاشی بخش فوقانی پیکره انسان دارای هاله را به همراه یک پرنده در حال پرواز و تزئینات گیاهی نشان می دهد.

    پس زمینه نیز با استفاده از پیچکهایی که به صورت حک شده بر روی لعاب بوده، شکل گرفته است.

    با این حال این کاشی ستاره ای شکل خط نگاره های حاشیه ای ندارد.

    قدیمی ترین کاشی لعابدار که تاریخ نیز دارد و از ترکیب چلیپا و ستاره تشکیل شده، از تزئینات ازاره امامزاده یحیی در ورامین به دست آمده است.

    براساس نوشته های روی سنگ قبر این امامزاده که اکنون در موزه “ارمیتاژ سن پترزبورگ” نگهداری می شود، این ساختمان، آرامگاه امامزاده یحیی در ورامین بوده که شرح زندگی آن حضرت مجهول مانده است.

    بیش از 150 کاشی در بدنه بنا وجود داشته که اکنون در موزه های مختلف سراسر جهان نگهداری می شوند و از نوع کاشیهای چلیپای ستاره ای و نقش اصلی آنها گیاه یا طرحهای هندسی می باشند.

    اندازه کاشی ها به 1/31 سانتیمتر می رسد.

    لعاب زرین فام آنها تکرنگ بوده و بدون هیچ گونه رنگی حاشیه های چلیپا – ستاره ای آنها با خط نگاره های قرآنی تزئین شده اند.

    برخی از کاشی ها تاریخدار بوده و تاریخ آنها به 1262/661 بر می گردد.

    کتیبه حاشیه تصویر شماره 10 – الف، سوره فاتحه؛ آیات 7-1 و سوره 112 اخلاص؛ آیات 4-1 می باشد.

    و تاریخ آن “ به تاریخ ماهی سنه احدی و ستین و ستمائه” در ماهی از سال 660 مصادف با سال 1263 – 1262 است.

    نکته جالب توجه اینکه ،‌واژه “ماه” به فارسی بوده، در حالی که ، بقیه تاریخ به عربی نوشته شده است.

    استفاده از زبان فارسی در کاشی این زمان برای تاریخ یا بخشی از آن بسیار غیر عادی است.

    در قطعه مربوط به تصاویر شماره 10- ب و ج ، قطعاتی از بقایای کاشی چلیپا متعلق به همان مجموعه وجود دارند.

    نوارهای حاشیه ای این کاشی ها دارای نوشته های قرآنی است.

    قطعه بزرگتر مربوط می شود به سوره فاتحه؛ آیات 7-6 و به دنبال آن عبارت “بسم الله” که در آغاز هر سوره قرآن به غیر از سوره توبه آمده: “بسم الله الرحمن الرحیم”:‌ “بنام خداوند بخشنده مهربان” – و عبارت “ومن” به معنی “کسی که” احتمالاً به آغاز بخش دیگر از قرآن مربوط می شود… قطعه‌کوچکتر حاوی آیه 255 سوره بقره می باشد.

  • فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    کاشیکاری ایران؛ موزه رضاعباسی، 1361 تا 1365، 5 ج.

    - مجرد تاکستانی ، اردشیر، شیوه تذهیب، سروش، 1375.

    - کاشی های ایرانی؛ استفانوکاربونی و توموکوماسویا ، ترجمه : دکتر مهناز شایسته فر.

اصفهان در ميان شهرهاي ايران گوهري يگانه است که در پي فراز و فرودهاي تاريخي و از پس غبار قرون و اعصار همچنان درخششي ناب و سحرانگيز دارد. چنان تازه و پرطراوت است که گوئي هم امروز پا به عرصه هستي نهاده و چنان اصيل و ريشه دار که گوئي همواره بوده. فرهنگ

پيشگفتار: جوانان، جمعيت معتنابهي را در سطح جهان تشکيل مي دهند. تخمين زده شده است که در فاصله سالهاي 1960 تا 2000، افراد گروه سني 15 تا 24 ساله از 419 ميليون نفر به 000/000/280/1 بالغ خواهد گرديد.[1] بيشترين رقم از اين تعداد در کشورهاي جهان سوم

بهاءالدين محمد بن‏ حسين عاملي معروف به شيخ بهائي (? اسفند ??? خورشيدي، بعلبک تا ? شهريور ???? خورشيدي، اصفهان ) دانشمند نامدار قرن دهم و يازدهم هجري است که در دانش‌هاي فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت. در حدود ?? کتاب و رساله از او در سياست،

اصفهان را مي توان يکي از معروف ترين مناطق ايران در جهان دانست که قرن هاست به نصف جهان شهره است. وجود بيش از شش هزار اثر تاريخي در استان اصفهان سبب شده لقب نصف جهان برازنده اين خطه ارزشمند از سرزمين ايران باشد. اصفهان آميزه اي از ميراث هاي فرهنگي

ميدان امام در محل اين ميدان (قبل از آنکه شهر اصفهان به پايتختى صفويه انتخاب شود) باغى وسيع به نام نقش ‏جهان وجود داشته است. در دوره شاه‏ عباس اول، آن باغ را تا حدود امروزى آن وسعت داده و در اطراف آن مشهورترين و عظيم‏ ترين بناهاى تاريخى اصفهان ب

چکيده مکانهاي مذهبي، مساجد، مصلا و.... هموار ه نقش تعيين کننده اي در اعتلاي فرهنگ، سياست، علم و ساير شئونات تمدن ايفا نموده اند. اين تحقيق معماري، بدنبال خلق فضايي بمنظور ارائه و انجام فعاليتهاي مذهبي و در کنار آن ارائه فعاليتهاي خدماتي و فرهنگي ت

چکيده اين مقاله موضوع روش تفکر مديران و ذهنيت هاي آنان را مورد بررسي قرار مي دهد. شاخص هاي عمده در پرورش ذهنيت و انواع ذهنيت هاي مديريت و رهبري شامل ذهنيت انديشه‌ورز (مديريت بر خويشتن)، ذهنيت تحليلگر (مديريت بر سازمان يا مجموعه)، ذهنيت جهان ديد

در صنايع کاشي سازي و آجرهاي نسوز کلاً توليدات سراميکي احتياج به مواد اوليه ( مواد معدني ) بوده که زير بناي ساخت و تهيه اين نوع از فرآورده ها مي باشد که به جز چند مورد خيلي کم به صورت مصنوعي درکارخانجات مختلف تهيه مي شود و بعنوان مواد اوليه به کارخان

بیش از ربع قرن تجربه شرکت صنایع کاشی اصفهان در سال 1353 در زمینی به وسعت 280,000 متر مربع در کیلومتر 18 جاده اصفهان - نجف آباد برای تولید انواع کاشی دیواری با ظرفیت سالانه 3 میلیون متر مربع تاسیس گردید واحد 2 کارخانه نیز در سال 1368 باظرفیت 3 میلیون متر مربع در سال گشایش یافت . با انگیزه افزایش توان تولید در پاسخ به بازارهای داخل و خارج کشور طرح توسعه و ایجاد واحد 3 و نیز بهینه ...

قديميترين بناي تاريخي اصفهان را بايد مسجد جمعه يا مسجد جامع اصفهان تلقي کرد. سيماي فعلي مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقي است اما تعميرات و الحاقات آن به دورانهاي بعد به خصوص عصر صفويان مربوط مي شود . اما در کاوش هاي باستان شناسي مراحل قبل

مجموعه ي ملک در جناح غربي بازار اصفهان واقع است. کتيبه ي نماي داخلي سردر مجموعه از احداث آن در عصر مظفرالدين شاه قاجار، به سال 1322، خبر مي دهد. اين مجموعه ترکيبي است از سه قسمت اصلي، تيمچه و سرا و بهاربند، و حجره هايي در پيرامون آنها. اين سه قسم

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول