دانلود تحقیق راهکارهای توسعه نیروی انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغزها

Word 523 KB 28164 95
مشخص نشده مشخص نشده علوم اجتماعی - جامعه شناسی
قیمت قدیم:۳۰,۰۰۰ تومان
قیمت: ۲۴,۸۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • چکیده تحقیق:

       عنوان تحقیق «راهکارهای توسعه نیروی انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغزها» است که با روش فراتحلیل (Meta-Analysis) انجام شده است.

       هدف فراتحلیل حاضر نیل به نتایج کلی و کاربردی از طریق ترکیب منابع و مطالعاتی است که در داخل کشور در زمینه « توسعه نیروی انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغزها» صورت گرفته است.

       این فراتحلیل که از طریق بررسی و ارزیابی 48 اثر علمی انجام شد دو بُعد روش شناختی و محتوایی را مد نظر قرار داد.

    در بُعد روش شناختی نتایج نشان داد که مطالعات مورد بررسی در عین حال که انباشت خوبی از ایده‌های نظری و راهکارهای عملی را ارائه می‌کنند دارای اشکالات و نواقص متعددی هستند از جمله: عدم سازگاری بین اهداف، چارچوب نظری، روش تحقیق، نتایج و راهکارها- بدیهی بودن بسیاری از فرضیه‌ها- عدم استفاده از تکنیک‌های پیشرفته تجزیه و تحلیل- مناسب نبودن حجم نمونه – اتکا به روش‌های نظری و …

       از جنبه محتوایی نیز این فراتحلیل پس از آسیب شناسی مختصر مطالعات و مشخص نمودن مشکلاتی چون عدم تناسب نتایج با اهداف پژوهش، ضعف ارتباط و تناسب راهکارها با هدف تحقیق و … در جستجوی تئوری مشترک و بنیادین تحقیق برآمد.

    در این بررسی مشخص گردید 6/39 آثار مبتنی بر تئوری جاذبه- دافعه و 4/37 درصد مبتنی‌بر آموزه‌های نظری مشابه و مرتبط با آن بوده‌اند.

    در درجه سوم 6/16 درصد آثار به سایر تئوریها تکیه کرده‌اند که آنها نیز عمدتاً تعارضی با گروه اول و دوم نداشته و به دلیل وسعت و قابلیت فراگیری که تئوری جاذبه- دافعه دارد می‌توان از آموزه‌های آنها چون مبحث «چرخش مغزها» به عنوان مکمل بهره گرفت.

       در زمینه راهکارهای پیشنهادی، این تحقیق نشان داد که 72% از 255 پیشنهاد ارائه شده، غیر شفاف و کلی و تنها 28% آنها قابل اجرا و شفاف‌اند.

       سپس این راهکارها به چهار سطح بین‌المللی، ملی (کلان) میانی ( سازمانی) و خُرد (بازیگران) تقسیم گردید.

    در این میان تأکید اصلی محققان بر راهکارهای سطح ملی (جامعه – کشور- دولت) بوده است.

       در بخش پیشنهادات تلاش شد ضمن استفاده از پیشنهادات محققان، الزامات اجرایی تئوری محوری تحقیق را در قالب پیشنهاد هفت سیاست‌ و 9 برنامه عملی بیان کنیم.

     

    در سالهای اخیر گرایشها و اقدامات جدیدی به منظور حفظ سرمایه انسانی نخبگان در کشور ظهور یافته است.

    از آنجا که نگاه غالب در این موارد نگاه دستگاهی و بخشی بوده است، برنامه‎ریزی‎ها در این زمینه فاقد جامع‎نگری است.

    موضوع تحقیق حاضر بررسی راهکارهای توسعه منابع انسانی نخبه و پیشگیری از مهاجرت نخبگان است.

    در حقیقت هم وجه ایجابی (جذب و توسعه منابع انسانی نخبه) و هم وجه سلبی پدیده (مهاجرت نخبگان) مورد نظر قرار گرفته است.

    از ‎آنجا که این مسأله‎ دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی سیاسی و اقتصادی و مدیریتی و حقوقی و… است پژوهش حاضر تلاش دارد با نگاهی همه سونگر ضمن بهره‎گیری از مطالعات انجام شده در همه حوزه‎های تخصصی به مجموعه‎ای از راهکارهای معین دست پیدا کند.

    هدف تحقیق:

    استخراج و تدوین خطوط راهنمای عملی و روشن برای حفظ و جذب نخبگان و بهره‎گیری از سرمایه انسانی نخبگان از درون مطالعات انجام شده و فراتحلیل مطالعات موجود در کشور از جمله مطالعات مرتبط با تدوین سند فرابخشی «حفظ و استفاده بهینه از نخبگان» هدف اصلی این تحقیق است.

    نوع تحقیق:

    در این تحقیق از کلیه انواع تحقیقات بنیادین و کاربردی بهره‎برداری می‎شود اما با عنایت به اینکه در نظر است راهکارهای جذب منابع انسانی نخبه و پیشگیری از مهاجرت نخبگان با رویکردی کاربردی دسته‎بندی و ترکیب شوند این تحقیق از نوع «کاربردی » تلقی می‎شود و می‎تواند مبنای تصمیم‎سازی و تصمیم‎گیری قرار گیرد.

    از نظر سطح تحلیل نیز این تحقیق توصیفی است و به علت‎یابی نمی‎پردازد.

    ضمن آنکه این تحقیق بصورت مقطعی و برای یک بار انجام می‎شود.

    روش تحقیق

    روش تحقیق حاضر کیفی است و در آن از فراتحلیل (Meta Analysis) استفاده شده است.

    داده‎های کیفی به صورت توصیفی طبقه‎بندی و ارائه شده‎اند.

    همچنین تلاش شده است تصویر کلان فراتحلیل از طریق استخراج و تدوین برخی نکات به صورت داده‎های کمّی توصیفی بیان شوند.

    فراتحلیل روشی است که به کمک آن می‎توان تفاوت‎های موجود در تحقیقات انجام شده را استنتاج کرد و در رسیدن به نتایج کلی و کاربردی از آن بهره جست… در روش فراتحلیل ابتدا از طریق شکستن اجزای کل به ماوراء و فراتر از کل اولیه می‎رسیم، سپس تحلیل اولیه را به نحوی منتقل یا تبدیل می‎کنیم که یافته‎های نامناسب در چارچوبی قابل قبول قرار گیرند و سرانجام، تحلیلهای ترکیب شده اطلاعاتی را نشان دهند که اطلاعات اولیه نشان نداده باشند.

    در عمل، ابتدا اطلاعات از منابع اولیه استخراج و سپس با یکدیگر ترکیب می‎شوند و سرانجام یک کل جدید را تشکیل می‎دهند.

    (دلاور، علی: 288)

    فراتحلیل روشی است که به کمک آن می‎توان تفاوت‎های موجود در تحقیقات انجام شده را استنتاج کرد و در رسیدن به نتایج کلی و کاربردی از آن بهره جست… در روش فراتحلیل ابتدا از طریق شکستن اجزای کل به ماوراء و فراتر از کل اولیه می‎رسیم، سپس تحلیل اولیه را به نحوی منتقل یا تبدیل می‎کنیم که یافته‎های نامناسب در چارچوبی قابل قبول قرار گیرند و سرانجام، تحلیلهای ترکیب شده اطلاعاتی را نشان دهند که اطلاعات اولیه نشان نداده باشند.

    (دلاور، علی: 288) قلمرو تحقیق: قلمرو تحقیق حاضر کلیه یافته‎های علمی و پژوهشی داخل کشور در خصوص حفظ و جذب سرمایه انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغزهاست.

    از آنجا که این تحقیق در جستجوی راهکارهای تجویزی است لذا به مطالعات داخل کشور اتکا دارد.

    نخست در بین بانکهای اطلاعاتی از قبیل بانک اطلاعاتی مرکز اسناد و مدارک علمی کشور و کتابخانه‎های دانشگاهی و برخی مؤسسات تحقیقاتی، کلید واژگانی چون: منابع انسانی نخبه – نیروی انسانی نخبه – نیروی انسانی متخصص – منابع انسانی متخصص – متخصصین – نخبه- فرار مغزها – مهاجرت مغزها – مهاجرت نخبگان و… جستجو و بازیابی شد.

    پس از این مرحله متن حدود 200 مقاله، گزارش، طرح پژوهشی، پایان‎نامه در دسترس قرار گرفت.

    برخی منابع یاد شده که پیرامون موضوعاتی چون نخبگان سیاسی عصر پهلوی یا نخبگان ورزشی بود از فهرست منابع حذف گردید.

    منابع فراوان دیگری نیز وجود داشت که پیرامون دانش‎آموزان تیزهوش و نخبه بود اعم از پیشرفت تحصیلی، ضریب هوشی و… این گروه از منابع نیز از دستورکار این طرح خارج شد.

    گروه دیگری از مقالات نیز وجود داشت که فاقد چارچوب علمی بود و شکل ژورنالیستی و انشایی (عمدتاً بدون ارزش تحلیلی و ذکر منابع و مأخذ) داشت.

    این دسته از منابع نیز به دلیل احتمال خدشه وارد شدن به نتایج علمی طرح و تأکیدی که بر «آثار علمی» در طرح حاضر داریم حذف گردید.

    در نهایت 19 طرح پژوهشی و پایان نامه، 6 عنوان کتاب فارسی منتشر شده در زمینه نخبگان و فرار مغزها و 23 مقاله انتخاب و گزینش گردیدند که جمعاً 48 اثر علمی را تشکیل می‎دهند.

    دسترسی به اصل برخی طرحهای پژوهشی و پایان‎نامه ها ضمن وجود موانع اداری وقت فراوانی را از محقق به خود اختصاص داد.

    علیرغم این خوشبختانه با مطالعه و تلخیص این آثار، انباشت زیادی از ایده‎ها و آموزه‎ها در حدی که مورد نیاز طرح بود فراهم آمد.

    سئوال تحقیق: پرسش نخست تحقیق این است که فراتحلیل آثار علمی و مطالعات داخل کشور چه ایده‎ها و نکات جدیدی را بدست می‎دهد؟

    سئوال دیگر تحقیق حاضر این است که: با توجه به مطالعات انجام شده در داخل کشور، چه راهکارهایی برای حفظ و جذب سرمایه انسانی نخبه کشور و پیشگیری از مهاجرت بی‎رویه نخبگان می‎توان پیشنهاد کرد؟

    کاربران تحقیق: کاربران اصلی این تحقیق عبارتند از: وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش کشور کلیه دستگاههای اجرایی و تولیدی که متکی به مغزافزار و نیروی انسانی نخبه هستند ریاست جمهوری بویژه بنیاد نخبگان شورای عالی انقلاب فرهنگی مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه روش گردآوری اطلاعات روش گردآوری اطلاعات کتابخانه‎ای است و تلاش شده است کلیه آثار علمی داخل کشور مرتبط با موضوع تحقیق اعم از کتاب، پایان نامه، طرح پژوهشی و مقاله گردآوری تلخیص و فراتحلیل شوند.

    ابزار گردآوری اطلاعات ابزار گردآوری اطلاعات تعداد دو پرسشنامه بوده است که به منظور گردآوری اطلاعات اسنادی از آنها استفاده شده است.

    پرسشنامه نخست به طرحهای پژوهشی و پایان نامه اختصاص داشته است.

    از آنجا که در بخش مقالات و کتابها عمدتاً مؤلفه‌هایی چون فرضیه، جامعه آماری و … وجود نداشت پرسشنامه مستقل دیگری برای این آثار تهیه شد.

    این پرسشنامه ابتدا در اختیار هشت نفر از اعضای هیأت علمی و محققان مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی قرار گرفت تا روایی (Validity) آنها بررسی شود.

    در این مرحله اصلاحات مورد نظر در این پرسشنامه به عمل آمد.

    جامعه آماری و حجم نمونه این تحقیق فاقد نمونه‎گیری است.

    محدودیت‎های تحقیق مفهوم فرار مغزها و جذب نخبگان از مفاهیم پیچیده، چند وجهی با متغیرهای فراوان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است از این رو تحقیقات انجام شده در این زمینه یکدست نبوده و از نظر روش و رویکرد و قلمرو رشته‎ای متنوع‎اند.

    این مسأله کار فراتحلیل را مشکل‎تر می‎کند.

    برخی پژوهش‎های موجود در این زمینه دارای طبقه‎بندی محرمانه بوده و محقق نتوانست به آنها دست پیدا کند ازجمله پژوهش‎های مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و… دست یابی به متن کامل پایان نامه‎ها با توجه به پراکنده بودن آنها در دانشگاههای مختلف تهران و شهرستانها وقت زیادی را مصروف خود نمود.

    استاندارد نبودن برخی از گزارشات، در ورود اطلاعات آنها به فراتحلیل مشکلاتی را ایجاد نمود.

    طرح مسأله موضوع نخبگان و جذب و بهره‎برداری از سرمایه انسانی آنان موضوعی پیچیده و چند وجهی است.

    این موضوع به دلایل زیر ابعاد مهمی پیدا کرده که آن را به یک موضوع علمی پژوهشی تبدیل نموده است: مبحث جذب نخبگان و کم و کیف بهره‎مندی از خدمات آنان تحت تأثیر حجم فراوانی از مؤلفه‎های درهم تنیده فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.

    این موضوع مستقیماً با خود نخبگان و تصمیمات فردی آنان گره می‎خورد.

    از آنجا که نخبگان کنشگرانی آگاه و هوشمندند، موضوعات مربوط به رفتار و کنش آنان موضوعاتی پیچیده است.

    جذب یا عدم جذب نخبگان در نظام اجتماعی دارای اثرات و پیآمدهای مهمی است.

    این اثرات و پیآمدها هم نظام علم و فنّاوری را تحت تأثیر قرار می‎دهد و هم کل ساختار نظام اجتماعی را متأثر می‎کند.

    برای کشورهای در حال توسعه‎ای چون ایران، که در مرحله رشد و خیز اقتصادی قرار دارند نیاز به توسعه منابع انسانی نخبه و بکارگیری متخصصان علمی و فنی نیاز حیاتی و مضاعف است.

    طبق آمارهای منتشر شده در ایالات متحده آمریکا درباره گستردگی مهاجرت نخبگان به کشورهای عضو OECD ایران، کره جنوبی و فیلیپین وضعیتی قابل تأمل دارند.

    براساس این گزارش، جمعیتی از ایرانیان که دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و در کشورهای عضو OECD مقیم هستند، 25 درصد کل افراد دارای تحصیلات عالی هستند که در داخل ایران زندگی می‎کنند.

    به نظر برخی پژوهشگران، شمار متخصصان ایرانی که در کشورهای خارجی مقیم بوده و در مراکز علمی و پژوهشی آنها مشغول کار هستند (حداقل در برخی رشته‎ها) به دو برابر متخصصان (همان رشته) در داخل کشور می‎رسد.

    برای نمونه در رشته فیزیک، حدود 400 فیزیکدان ایرانی در خارج از کشور به سر می‎برند که این رقم دو برابر فیزیکدانان داخل ایران است.

    (منصوری، 1371) در مرحله تکامل سازمانهای تولیدی و خدماتی و اجتماعی، نقش نخبگان که به عنوان مغزافزار در این نظام‎ها عمل می‎کنند نقشی حساس و شکل‎دهنده است.

    در کشور ما هنوز نظام مدون و مطالعه شده و رسمی برای توسعه بکارگیری نخبگان اعم از نخبگان بالقوه (استعدادهای درخشان) و نخبگان بالفعل، بویژه نخبگان علمی و فنی در دست نیست.

    بدیهی است در این نظام می‎بایست، اهداف و وظایف نهادهای متولی و حامی و پشتیبان به تفکیک و روشنی مدون شده باشد و در آن انواع حمایتهای معنوی و منزلتی، قانونی و مالی به صورت نظام یافته پیش‎بینی شده باشد.

    هم اکنون حدود 36 نظام و سازوکار مرتبط با نخبگان در کشور وجود دارد که بعضاً به موازی کاری و فعالیتهای پراکنده مشغولند.

    آنچه که آمارهای بین‎المللی نشان می‎دهد موج مهاجرت نخبگان ایرانی به کشورهای اروپایی، ایالات متحده آمریکا و اخیراً کشورهای حاشیه خلیج فارس هنوز مهار نشده است.

    مشکل مهم‎تر این است که سامانه مشخص آماری – اطلاعاتی، تصمیم سازی و تصمیم‎گیری در زمینه حفظ و جذب نیروی انسانی نخبه موجود نیست.

    موارد یاده شده در بالا ضرورت انجام یک مطالعه جامع‎نگر که بتواند راهکارهای فراگیری را ارائه نماید احساس می‎شود.

    این مطالعه می‎تواند لزوماً مطالعه موازی دیگری نبوده بلکه با تلفیق مطالعات و تجارب انجام شده، نکات مهم و اساسی و ایده‎های کاربردی را استخراج و در قالب مجموعه‎ای هماهنگ ارائه نماید.

    1.

    مفهوم شناسی نخبگان نظریه‎های نخبگان چارچوبی برای توصیف و تحلیل پیدایی و برآمدن نخبگان و نیز جایگاه و نقش آنها در جامعه به دست می‎دهد.

    همان طور که نظریه طبقات اجتماعی، همین کار را درباره‎ی «طبقات» انجام می‎دهد و اتفاقاً این دو نظریه، باهم دیگر ارتباط نزدیکی دارند و برای همین، در پاره‎ای مطالعات، درکنار هم مورد بحث قرار می‎گیرند ( Arsalan, 2003b).

    قبل از مروری بر نظریه‎های نخبگان، لازم به ذکر است که نظریه‎های نخبگان، لزوماً به معنای «نخبه‎گرایی» نیست، زیرا حداقل براساس تلقی مدرن از علم (درمقایسه با فلسفه‎ی علم پسامدرن) بنای کار علم بر توصیف بی‎طرفانه است بنابراین در این نظریه نیز فرض بر این است که مفهوم نخبه، «مفهومی خنثی» تلقی می‎شود و بارمعنایی ایدئولوژیک به آن داده نمی‎شود.

    حتی نظریه‎ی نخبگان، لزوماً نخبه‎ها را سرشیر جامعه نمی‎داند (Arsalan, 2003 a).

    تنها برخی از رویکردهای موجود در مجموعه نظریات نخبگان، به طور مشخص، متمایل به نخبه‎گرایی هستند که در سطور بعدی به عنوان مروری بر پیشینه‎ی آرا و نظریات به آنها اشاره خواهد شد.

    چهار رویکرد عمده در مجموعه نظریات نخبگان از هم متمایز می‎شوند که عبارتند از: نظریه‎ی کثرت‎گرایانه‎ی نخبگان نظریه نخبه‎گرایی نظریه دمکراتیک نخبگان دیدگاه مردم – نخبگان ابتدا مفهوم نخبه و تعاریف مختلفی که از آن به عمل آمده است مورد بحث قرار می‎گیرد و سپس هر یک از 4 رویکرد نظری فوق به اجمال ذکر می‎شود.

    مفهوم نخبگان (Elite)مفهوم خاصی در مقابل مفهوم عامّ ٍتوده / عموم (mass/pablic) است.بدین ترتیب ملاحظه می‎شود که نخبگان درتقابل معنایی با گروه دیگر یعنی نانخبگان (Non-elite) قرار ندارد بلکه زیر مجموعه‎ای از مفهوم عموم مردم است.

    نخبگان در عام‎ترین کار بست معنایی خود به «تعدادی چند» در میان «تعدادی بسیار» اطلاق می‎شود که مهمترین ویژگی‎آنان دسترسی‎درسطح برتربه منابع است(Word iQ , 2004) منابع یاد شده در این تعریف عام از نخبگان،‌ متنوع است و نوع‎شناسی‎های متعددی از آن به عمل آمده که از جمله می‎توان به سنخ‎شناسی زیر اشاره کرد (Etzioni-Halevy, 1997) : منابع فیزیکی مانند وسایل تولید و … منابع اقتصادی مثل سرمایه منابع نمادین همچون دانش، ایده، اطلاعات، هنر و … منابع روان‎شناختی – شخصی مانند استعداد، فره‎مندی، انگیزش، انرژی، مهارت، ورزیدگی منابع سازمانی و اداری و منابع مربوط به ساختار قدرت و تصمیم‎گیری منابع منزلت، نفوذ، تبار، طبقه در تعریف نخبگان باید مفهوم عام آن از گرایش‎ها و دیدگاههای خاص تفکیک دده شود.

    به‎عنوان مثال باید تعریف عمومی نخبگان را از تعریف نژادپرستانه متمایز کنیم همان‎گونه که ملاحظه می‎شود افراد دارای استعداد درخشان به دلیل دسترسی به ردیف چهارم از منابع فوق و از همین طریق به دلیل دسترسی به سایر ردیفها مانند ردیف سوم و غیر آن، جزو نخبگان محسوب می‎شوند اما اینکه نخبگان دارای برتری موروثی و نژادی هستند (word ia, 2004)، ربطی به تعریف نخبگان ندارد و از ایدئولوژی خاصی ناشی می‎شود و لزوماً در تعریف عمومی نخبگان مندرج نیست و تنها برخی دیدگاهها و گرایش‎های خاص به آن تمایل دارند.

    همان‎طور که در آغاز بحث به آن اشاره شد یکی از نظریات مرتبط با نظریه نخبگان،‌ نظریه طبقات اجتماعی است و در سنخ‎شناسی منابع هم ملاحظه می‎شود که بسیاری از منابع با عوامل طبقاتی ارتباط دارد.

    دورویکرد پایه در نظریه‎ی طبقات، رویکرد مارکس و وبر است که به ترتیب وضعیت طبقاتی را براساس سازمان تولید و مناسبات بازار تبیین می‎کنند.

    گیدنز با پس زمینه‎ای از سنت مارکسی و وبری، تکوین طبقات اجتماعی را دررابطه با عواملی همچون دارایی، شرایط آموزشی و مهارتهای حرفه‎ای توضیح می‎دهد بدین ترتیب که طبقات بالا، غالباً براساس دارایی شکل می‎گیرند، طبقات متوسط بیشتر از طریق شرایط آموزشی و مهارتی پدید می‎آیند و سپس نوبت به طبقه‎ای می‎رسد که نیروی‎کار مزدبگیر هستند.

    (Giddens and Stanworth, 1998) درنظریات جدیدتر باتوجه به تحولات زندگی مبتنی بر دانش و ظهور اقتصادی دانش، منبع دانایی اهمیت بیش از پیش پیدا کرده و درنتیجه درنظریه‎پردازی طبقات اجتماعی نیز از «طبقه‎ی دانش» سخن می‎رود.

    به هر صورت، در نظریه‎های طبقات اجتماعی، کوشش بر این است که فرایند به صحنه آمدن نخبگان، در چارچوب الگوی طبقاتی توضیح داده شود و معمولاً نخبگان در میان طبقات بالا و متوسط جستجو می‎شود هرچند که فرایند جابجایی طبقاتی موجب می‎شود که کسانی از طبقات پایین به طبقات متوسط و بالا انتقال یابند.

    اما نظریه‎ی طبقات اجتماعی و حتی جابجایی طبقات تنها یکی از نظریات پایه در توصیف و تحلیل شکل‎گیری نخبگان محسوب می‎شود و همان‎طور که در عبارتهای قبلی ملاحظه شد، «دسترسی برتر به منابع»، الگویی اعم از مدل طبقاتی برای توضیح پدیدآمدن نخبگان به دست می‎دهد.

    برهمین اساس می‎توان فهمید که چگونه کسانی درطبقات بالا و متوسط هستند و نخبه نیستند و چگونه ممکن است افرادی از طبقات پایین خود را به سطح نخبه بودن برسانند.

    درتعاریف مختلفی که نظریه‎پردازان از «نخبگان» به دست داده‎اند، مصادیقی برای آنان ذکر کرده‎اند.

    «هویت» آنان را در فهرستی از نخبگان کسب و کار، سیاست (اعم از حاکمان و اپوزیسیون)، دیوانسالاری و یقه سفیدان توضیح داده است.

    «میلز» جامعه‎شناسی آمریکایی نخبگان را در سه دسته‎ی سیاسی، کسب وکار و نظامی تعریف کرده است (Giddens and Stanworth, 1998) شومپیتر با عطف توجه بیشتر به نخبگان خارج از دولت، از نخبگان آکادمیک، حقوقی، رسانه‎‎ای و مدیریتی سخن گفته است (Schumpeter, 1999) آرون به پنج‎ دسته‎ی‎نخبگان سیاسی، اقتصادی،کارگری، مدیریتی‎ونظامی اشاره‎کرده‎است (Arsalan, 2003 –a).

    مجموعه‎ی این نظریات را می‎توان در ارتباط با منابعی که دسترسی درسطح برتر به آنها به عنوان مهمترین ویژگی نخبگان است و در آغاز بحث به آن اشاره کردیم، به صورت زیر دسته‎بندی کرد.

    * شماره‎ها در این ستون اشاره به ردیف مربوط به منابع دارد که در ‎آغاز بحث فهرست شده است.

    مفهوم نخبگان را از منظر جامعه‎شناختی، می‎توان در چارچوب نظریه‎ی «عاملیت انسانی»، توضیح دادکه در آن، دگرگونیهای اجتماعی باتوجه به نقش واسطه‎های انسانی (مانند عاملان تغییر و …) توصیف و تحلیل می‎شود (ریتزر 1379) فراستخواه،1380 برهمین اساس در سرمشق توسعه و برای جوامع درحال گذار که شرایط آنها بدون مفهوم تغییر قابل تبیین نیست، می‎توان نخبگان را عاملان انسانی و کنشگران و واسطه‎های تغییر با سطح اثرگذاری و اهمیت بالا تعریف کرد.

    بدین ترتیب باتوجه به پیشینه‎ی مفاهیم و نظریاتی که ذکر شد شاید بتوان الگوی مفهومی زیر را برای نخبگان در جامع درحال گذار و در حال توسعه همچون ایران پیشنهاد کرد.

    در ادامه‎ی بحث، در چهار رویکرد مطرح ازمجموعه نظریه‎های نخبگان که پیش از این درآغاز بحث ذکر شد، مرور می‎شود: 1- نظریه‎ی کثرت‎گرایانه‎ی نخبگان این نظریه در سنّت فکری لیبرالی تکوین یافته است، از آرای افرادی همچون دال، لیندبلوم، ریسمن، گالبرایث مشروب شده و کسانی همچون ترومن (1971)، بیلی (1988)، پلسبی (1985) و سارتوری (1987) درباره‎اش به تفصیل سخن گفته‎اند.

    دراین رویکرد از نظریه نخبگان، بر تعددّ گروههای ذی‎نفعی که نخبگان به آنها تعلق دارند، تأکید به عمل می‎آیدو رقابت آزاد میان آنان، زمینه‎ای تلقی می‎شود که می‎تواند نوعی تعادل پویا و توازن در جامعه به وجود بیاورد (Etzioni – Halevy 1997).

    1-2- نظریه نخبه‎گرایی از پیشگامان نظریه‎پرداز در این رویکرد می‎توان به «ویلفر دوپارتو»، «رابرت میشل» و «گائتانو موسکا» اشاره کرد.

    موسکا در نظریه‎ی نخبگان خود از «سن سیمون» متأثر است وی توضیح می‎دهد که چگونه همواره طیف معدودی نخبگان، نقش اصلی را در جامعه بازی می‎کنند به نظر موسکا، این‎ها از طریق گزینش طبیعی (باسازوکارهایی مانند مسابقات، انتخابات و …) از اکثریت غربال می‎شوندو غالباً تأثیر تعیین‎کننده‎ای درشرایط اجتماعی اقتصادی فرهنگی و سیاسی دارند.

    باوجود اینکه نظر موسکا به روشهای دمکراسی قرابت دارد اما درمجموع می‎توان گفت که برخلاف رویکرد کثرت‎گرا،‌ در این رویکرد، تمایل به آن وجود داردکه نخبگان نقش مرکزی درجامعه داشته باشند.

    ((Arsalan , 2003 1-3- نظریه دمکراتیک نخبگان در این دیدگاه،‌ تأکید بر آن است که دمکراسی درمعرض تقلیل به توده‎گرایی قرار دارد، مگر اینکه تلقی از دمکراسی این باشد که فرصتهای برابری را برای دسترسی به منابع فراهم آورد تا نخبگان با استفاده ازسازوکارهای دمکراتیکی همچون انتخابات آزاد، آزادی بیان و تشکیل انجمن‎ها، به صحنه بیایند و فعال شدن آنها درصحنه مانع ازفروکاسته شدن دمکراسی به عوام سالاری و غوغاسالاری بشود.

    بدین ترتیب می‎توان فهمید که چرا این رویکرد با دمکراسی نمایندگی، قرابت بیشتری دارد جوزف شومپیتر و ریمون آرون از مدافعان این رویکرد نظری هستند (Schumpeter , 1999) .

    1-4- دیدگاه مردم – نخبگان این دیدگاه با رویکرد دمکراتیک، قرابت بسیاری دارد ولی بیش از آن به پس زمینه‎های اجتماعی نخبگان تأکید می‎کند.

    به عبارت دیگر در این رویکرد، جریان ظهور نخبگان از جامعه، جریانی پویا تلقی می‎شود به طوری که فرایند گردش نخبگان درجامعه، فرایندی درونزا و گشوده است.

    درواقع نخبگان از یک سو به پشتگرمی پس‎زمینه‎های اجتماعی و از سوی دیگر برحسب توانایی‎های فردی و شخصیتی خود تکوین پیدا می‎کنند و بنابراین پایه‎ی عمومی پیدایش نخبگان اهمیت بسیار دارد و علاوه بر این، نخبگان نه صرفاً در یک چارچوب محدود طبقاتی یا غیر آن بلکه در طی فرایندی از حلقه‎هایی ظاهر می‎شوند که یک طرف این حلقه‎ها از متن عموم جامعه برمی‎خیزد و طرف دیگر آن به اوج سطح نخبگان می‎رسد.

    برای همین است که در این نظریه علاوه بر مفهوم نخبگان، یک مفهوم تازه میان نخبگان و عموم مردم،‌ مطرح شده است که عنوان آن «نخبه‎ی سطح دوم» است و بدین ترتیب تقسیم‎بندی دوتایی یعنی (نخبگان و مردم)‌ به تقسیم‎بندی سه‎تایی یعنی (نخبگان سطح 1، نخبه‎ی سطح 2 و مردم) توسعه پیدا می‎کند.

    مفهوم نخبگان سطح دوم که عمدتاً در میان طبقه متوسط قراردارند نشان می‎دهد که گروه نخبگان نه یک هرم بسته بلکه فرایندی باز و پویا است و علاوه بر این، رابطه‎ی مردم و نخبگان مردم نه درالگوی صفر و یک بلکه در منطق‎ فازی توصیف و تحلیل می‎شود بر همین اساس، همواره درجامعه، طیفی از نخبگان بالقوه و نخبگان سایه وجود دارد و نیز افراد مستعدی که در واقع داوطلبان نخبه بودن هستند (Arsalan, 2003 a).

    باتوجه به مباحث نظری ذکر شده، می‎توان تعریف کلّی زیرا را برای نخبگان در جامعه‎ی ایران درنظر گرفت: 3.

    گردش مغزها و مهاجرت نخبگان شاید بتوان گفت درست از همان زمان که «سرمایه‎ی انسانی» (به شرحی که در بخش قبلی گذشت) مورد توجه اقتصاد توسعه قرار گرفت، مسأله‎شناسی جریانهای مهاجرتِ سرمایه‎های انسانی (مهاجرت مغزها) اهمیّت پیدا کرد.

    مروری در پیشینه‎ی مباحث و ادبیات نشان می‎دهد که مفهوم فرار مغزها از دهه‎ی 60 در انگلستان و به دلیل مهاجرت روشنفکران و دانشمندان انگلیسی به ایالات متحده مطرح شد (Gaillard & Gaillard, 1997).

    از آن دهه تا به امروز، مسأله‎ی مهاجرت مغزها به صورت مسأله‎ای جهانی مطرح بوده است.

    این مسأله البته اختصاص به کشورهای در حال توسعه و جنوبی نداشت بلکه در سطح جوامع توسعه یافته و شمالی نیز مسأله‎ی کشورهای فرستنده و دریافت‎کننده‎ی مغزها وجود داشت و چنانکه اشاره شد مهاجرت مغزها بین اروپا یا کانادا و ایالات متحده نیز بحث انگیز و مسأله‎دار بود و بیشترین صدمه و زیان را در این خصوص، کشورهای در حال توسعه تحمّل می‎کردند و حتی در میان این کشورها نیز، مسیر مهاجرت کارکنان دارای شایستگی‎های حرفه‎ای برترمعمولاً از کشورهای بمراتب کمتر توسعه‎یافته به کشورهای نسبتاً در حال توسعه بود(Chalamwong, 2004).

    براساس تحقیقات انجام گرفته میان مهاجرت و تحصیلات، در طی چند دهه‎ی گذشته رابطه‎ی معنی‎دار مثبتی وجود داشت (Carington & Detragiache, 1998 / Adams, 2003).

    در سال 2002 یک سوم () جمعیت خارجی ایالات متحده، آسیایی بودند که 32% آنها از آسیای شرقی، 25% آسیای جنوبی و 35% آسیای شمالی بوده است و سطح آموزشی در میان سنین 25 سال به بالای این جمعیت خارجی، هم بیشتر از سطح آموزشی همان سنین در جمعیت ایالات متحده و هم بیشتر از سطح آموزشی همان سنین در مهاجران غیرآسیایی بود.

    (U.

    S.

    Census Bureau, 2002) البته وضعیت و جریان معیوب مهاجرت مغزها، با وجود داشتن ابعاد زیان‎بار (کاهش رشد اقتصادی و…) برای کشورهای فرستنده‎ی مغز، جنبه‎های مثبتی نیز داشت.

    مثلاً انگیزه‎ی تحصیلات عالیه را در مهاجران برای کسب موفقیت در کشورهای مقصد، تحریک می‎کرد و این به نحوی از انحا موجب می‎شد که بخشی از دانش و تکنولوژی آنها از طریق شبکه‎ها به کشورهای مبدأ بازمی‎گشت (Chalamwong, 2004) همینطور آنان وجوهی را به خانواده‎های خود در کشور مبدأ ارسال می‎کردند و این وجوه ارسالیموجب شکل دادن نوعی جریان سرمایهبه سمت کشورهای فرستنده می‎شد.

    به طوری که برآورد شده است حجم وجوه ارسالی در جهان، سالانه 100 میلیارد دلار آمریکایی بوده که 60% آنها به کشورهای در حال توسعه ارسال می‎شد.(Lowell & Findlay, 2001 / Lucus, 2001 / OECD, 2002) با وجود این، در مجموع مهاجرت مغزها به زیان کشورهای فرستنده (که بیشترین و آسیب‎پذیرترین آنها جزو کشورهای جنوبی و در حال توسعه بود) تمام می‎شد.

    با مروری بر ادبیات می‎توان نتیجه گرفت که مهاجرت مغزها، پدیده‎ای پیچیده و چند عاملیاست برای مثال عوامل کشش را می‎توان بدین صورت دسته‎بندی کرد: (Thielemann, 2003) عوامل اقتصادی پیوندهای شبکه‎ای و تاریخی عوامل سیاسی عوامل جغرافیایی عوامل خط مشیی در عوامل اقتصادی، ابتدا عمدتاً بحث «بیشینه‎سازی درآمد»مطرح بود.

    کانون توجه در این مباحث، تفاوتهایی بود که در میان کشورها، از حیث سطح ثروتوجود داشت.

    در همین راستا دوگانگی بازارهای کار از حیث وضعیت عرضه و تقاضای نیروی کارو تفاوتهای موجود در سطح دستمزدهامطرح شد.

    کشورهای فرستنده مغز، کشورهایی با سطح دستمزدی پایینو کشورهای گیرنده مغز دارای سطح دستمزدی بالابودند.

    در نظریات جدیدتر، بحث «بهینه‎سازی سطح مطلوبیت»مطرح شد در این آراء، تأکید بر آن بود که انسانها بازیگران عاقلی هستند و همواره درصدد آن هستند که به بیشترین سطح مطلوبیت نایل بیایند و درجه‎ی مخاطره (ریسک) را به حداقّل معقول برسانند(Zolberg etall, 1995).

    در سطح شبکه‎ای – تاریخی از عواملی مانند زبان، ایدئولوژی، شبکه‎های فرهنگی، سابقه‎ی تاریخی روابط و مهاجرتها و ارتباطهای دوستی و خویشاوندی با نسل‎های پیشین مهاجران و مانند آن به میان می‎آید.

    برای مثال پاکستانی‎ها و بنگلادشی‎ها، در سیستم‎های انگلیسی آموزش دیده‎اند و زمینه‎ی مهاجرت آنها به انگلستان بیشتر بوده است.

    (Pierson, 2000) در سطح سیاسی، ارزشهای آزادیخواهانه و استانداردهای استقراریافته نوینی مانند حقوق بشر و امنیت شخصی و مانند آن، از عوامل مهم مهاجرت بود در سطح جغرافیایی، عواملی مانند همجواری، دسترسی و ارتباطات دخالت داشت و در سطح خط مشیی، نظامات سیاستگذاری، قانونی، مقررات، فرصتهای آموزشی، تأمین اجتماعی و جز آن در زمینه‎ی مهاجرت نقش تعیین‎کننده داشتند.

    (Thielemann, 2003) براساس این مدل تحلیلی، کشورهای فرستنده‎ی مغز برای مواجهه با پدیده‎ی فرار مغزها باید به عوامل انگیزشیاعّم از انگیزش‎های مالی، زیرساختی، آموزشی، امنیّتی و جز آن روی بیاورند.

    (Kabayan, 2004) از مجموع این مباحث می‎توان عوامل مندرج در جدول 1 را به عنوان عوامل مؤثّر در مهاجرت مغزها دسته‎بندی کرد.

    ادامه جدول جدول 1 عوامل مؤثّر در مهاجرت نخبگان با تحوّلات جهانی شدن و ظهور اقتصاد دانش، الگوی تحلیلی سنّتی در ذیل مفهوم «فرار مغزها» یا «از دست دادن مغزها» جای خود را به الگوی تحلیلی نوین تحت عنوان «گردش مغزها» و «سودآوری مغزها» داد (Martin, 2002).

    نخبگان در سطحی از شایستگی‎های دانش و فناوری و مهارتهای حرفه‎ای هستند که از آنها انتظار می‎رود شهروندی در مقیاس بین‎المللی باشند و حق دارند در فراسوی مغزها، رفت و آمد و تحرّک داشته باشند.

    این دیگر برعهده‎ی مدیریت جوامع ملّی است که با خط مشی‎گذاریهای صحیح، زمینه‎هایی را فراهم آورند که نخبگان ضمن اینکه به عنوان یک کنشگر عاقل در سطح بالا، برحسب محاسبه‎ی سود و زیان و بهینه‎سازی سطح مطلوبیت خود، درصورت نیاز به خارج از مرزها بروند و در مراکز مختلف تولید و انتقال و تبدیل دانش حضور و مشارکت و فعالیت داشته باشند امّا بلیت آنها برای همیشه، یک طرفه و بلیت «رفت» (فرار) نباشد بلکه غالباً به صورت «رفت و برگشت» حرکت کنند و اقامت آنها در خارج به معنای قطع رابطه‎ی همکاری با جامعه‎ی ملّی، و قهر از مدیریت کشور خود و انصراف از ایفای نقش ملّی نباشد.

    در چنین شرایطی از تردّد نخبگان ملّی در سطح بین‎المللی و حتّی اقامت‎های آنها در اینجا و آنجا، نه تنها یک کشور ضرر نمی‎کند بلکه منفعت نیز می‎برد: آنها موجب می‎شوند که کشورشان هرچه بیشتر در شبکه‎ی جهانی علم و فناوری سهیم و از عایدات آن (بویژه در اقتصاد دانش) برخوردار بشوند.

    آنها محیط همکاریهای علمی و توسعه‎ای جامعه‎ی خود را در سطح بین‎المللی گسترش می‎بخشند.

    آنان عامل مؤثّری برای مبادله‎ی فرهنگی و تمدنی کشور خود در مقیاس جهانی می‎شوند.

    آنها جریان سرمایه‎ی دانش و نیز سرمایه و وجوه نقدی از محیط جهانی به درون کشور را به نوبه‎ی خود تقویت می‎کنند.

    اینکه جریان مهاجرت نخبگان در فراسوی مرزها برای یک جامعه یک تهدید باشد (فرار مغزها) یا فرصت (سودآوری مغزها)، بستگی کامل به ساخت دولت و ساختار خط مشی‎گذاری آن جامعه دارد.

    در واقع پرسش نخبگان پرسشی بشدّت وابسته به سیاست و سیاستگذاری است.

    در صورتی که یک کشور بتواند امکان تحرّک و تردّد نخبگان خود را در سطح بین‎المللی تسهیل بکند، منزلت، استقلال و خودگردانی آنها را اعمّ از اینکه در درون مرزهای ملّی یا بیرون از آن باشند، به رسمیت بشناسد تسهیلات لازم حقوقی و اقتصادی و فعالیتی برای آنها فراهم بیاورد و حقوق و آزادی‎هایشان را رعایت بکند، در این صورت بدیل فرارمغزها یعنی اجتماعات و شبکه‎های پراکنده مغزها در سطح جهان اتفاق می‎افتد و بدون اینکه نخبگان یک جامعه لزوماً در درون مرزهای آن، تخته‎بند بشوند در این اجتماعات و شبکه‎های پراکنده در مقیاس جهانی، حضور و مشارکت می‎کنند و مطمئناً، جامعه ملی نیز از آثار و برکات آن، بهره‎مند می‎شوند (Chalamwong, 2004).

    و بدین ترتیب جریان تردّد نخبگان در جهان، به یک بازی برنده ـ برنده تبدیل می‎شود.

    چیزی که در کشورهایی مانند مالزی، سنگاپور و تایلند کم و بیش تجربه‎ شده‎است (Kabayan, 2004).

    بنابراین بهبود جریان مهاجرت و تبدیل آن به تحرّک و تردّدی که هم برای کشور مبدأ و هم برای کشور مقصد، منفعت آمیز است، به ساختار مدیریت کلان جوامع بستگی دارد.

    آنها می‎توانند با سیاستهای دمکراتیک، آزاد منشانه، حمایتی، تسهیلی، انگیزشی، مسیر بازده سرمایه‎ی انسانی نخبگان خود را ـ صرف‎نظر از اینکه نخبگان هرکجا باشند ـ به سمت منافع ملّی معطوف سازند، در این صورت نه تنها نسل اوّل نخبگان ملّی بلکه نسل‎های بعدی آنها (فرزندان و نوادگان) در هرجای دنیا که باشند و طبعاً هرجا هم از موقعیت علمی، اداری و اقتصادی بالایی برخوردار هستند، به دلیل علایق و پیوندهای ملّی و فرهنگی خویش، عامل مؤثّری برای ارتقا و توسعه‎ی فرهنگ و جامعه‎ی خود می‎شوند و در فرصت‎ها و موقعیتهای جهانی مربوط به تولید و انتقال و اشاعه و تبدیل دانش و فناوری، خود را سهیم می‎سازند.

    خط مشی‎هایی که کشورهای آسیای شرقی در همکاری با کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه، در پیش گرفته‎اند سبب شده که پدیده‎ی «مرکزیتٍ پراکنده» کم و بیش برای این کشورها اتفاق بیفتد به عبارت دیگر بخشی از نخبگان آنها در عین حال که در بیرون از مرزهایشان نیز هستند به آنها منفعت می‎رسانند.

    این کشورها می‎کوشند زمینه‎هایی را فراهم بیاورند که جریانی بین‎المللی و بین منطقه‎ای از سرمایه، تکنولوژی و نیروی کار در جهت منافع خود به وجود بیاورند، به مبادله‎ای استعدادها و دانش بپردازند و در عین حال که نخبگانشان درحال رفت‎وآمد درفراسوی مغزها هستند، ریشه‎کنی سرزمینی‎نیز نمی‎شوند( Fukasaku, 2004).

    در مجموع می‎توان گفت که با تحوّلا‎ت جهانی شدن و ظهور جامعه‎ی شبکه‎ای، موضوع فرارمغزها، تحوّل مفهومی پیدا کرده است.

    این لزوماً یک تهدید برای جوامع درحال توسعه‎ی جنوبی نیست بلکه اتفاقاً می‎تواند فرصتی نیز باشد تا آنها با درک مفهوم شبکه و شراکتی شدن جریان دانش، با بهره‎وری از سرمایه انسانی نخبگان خود در این جریان شراکتی، مساهمت بورزند و این هیچ نیازی به مقیم شدن نخبگان در حصار مرزهای ملّی نیست بلکه می‎توان زمینه‎های نهادینی را فراهم آورد که انسانها و مغزها و استعدادها و دانش‎ها به سهولت در میان مرزها در تحرّک باشند و اینجا و آنجا فعالیت بکنند و از افزایش بهره‎وری آنها در شبکه‎ی جهانی ـ محلّی دانش، جامعه‎ی ملّی نیز نصیب خود را ببرد ( Sexton, 2003).

  • چکيده تحقيق

     

    فصل اول- کليات وروش تحقيق

     

    فصل دوم- بررسي ادبيات تحقيق

     

    فصل سوم- يافته‌هاي پژوهشي

     

    فصل چهارم – نتيجه گيري و پيشنهادات

     

    منابع و مآخذ

     

    پيوست‌ها

     

    پيوست 1- تلخيص داده‌هاي روش‌شناسي و محتوايي

     

     

چکیده تحقیق: عنوان تحقیق «راهکارهای توسعه نیروی انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغز ها» است که با روش فراتحلیل (Meta-Analysis) انجام شده است. هدف فراتحلیل حاضر نیل به نتایج کلی و کاربردی از طریق ترکیب منابع و مطالعاتی است که در داخل کشور در زمینه « توسعه نیروی انسانی نخبه و پیشگیری از فرار مغزها» صورت گرفته است. این فراتحلیل که از طریق بررسی و ارزیابی 48 اثر علمی انجام شد دو بُعد ...

بازنمایی از مهاجرت بین‌المللی سرمایه‌های انسانی در آخرین سال‌های قرن بیستم‎, فرار مغزها‎, کمبود مهارت‌ها و فقدان فرصت‌های شغلی مسایل عمده‌ای هستند که سیاست‌گذارانی را که با تحقیق و توسعه در دولت‎, دانشگاه و صنعت ارتباط دارند‎, نگران کرده‌اند‎. اگرچه حرکت نیروی کار‎, به‌خصوص در بین نیروی کار بسیار ماهر‎, در عرض مرزهای سیاسی راه حلی را در ارتباط با نگرانی‌های مذکور به بعضی از ...

پيش درآمد يکي از موضوعاتي که در سالهاي اخير در بسياري از کشورهاي کمتر توسعه يافته و يا حتي در کشورهاي پيشرفته اي نظير کانادا بحث هاي زيادي را برانگيخته است، پديده فرار مغزها مي باشد. اصطلاح فرار مغزها معادل با دو کلمه ي Brain Drain در زبان

نگاهي کلي به مسئله‌ي مهاجرت متخصصين ايراني مهاجرت نخبگان و متخصصان که در ادبيات مربوطه از آن به ((فرار مغزها)) تعبير مي‌شود، نوع خاصي از مهاجرت است که کنکاش در تعاريف و انواع آن، حدود و ثغور تعريف دقيق و جامع آن را به دست خواهد داد. ((اورت

نگاهی کلی به مسئله‌ی مهاجرت متخصصین ایرانی مهاجرت نخبگان و متخصصان که در ادبیات مربوطه از آن به ((فرار مغزها)) تعبیر می‌شود، نوع خاصی از مهاجرت است که کنکاش در تعاریف و انواع آن، حدود و ثغور تعریف دقیق و جامع آن را به دست خواهد داد. ((اورت لی)) این تعریف را از مهاجرت ارائه کرده است: مهاجرت عبارت است از تغییر دائمی یا نیمه دائمی مسکن، بدون هیچ محدودیتی در مورد فاصله‌ی حرکت و ...

(مقدمه ای بر ابعاد و علل فرار مغزها – با اشاره به ایران) پیش درآمد یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته و یا حتی در کشورهای پیشرفته ای نظیر کانادا بحث های زیادی را برانگیخته است، پدیده فرار مغزها می باشد. اصطلاح فرار مغزها معادل با دو کلمه ی Brain Drain در زبان انگلیسی است. Brain به معنی مغز، متفکر و مغز متفکر بوده و برای کلمه Drain نیز معانی ...

فرار مغزها از ایران سابقه‌ای بیش از 40 سال دارد و به دوران پیش از انقلاب بازمی‌گردد. اما اکنون میزان فرار مغزها از ایران به جایی رسیده است که ایران را جزو سه کشور دارای بالاترین میزان فرار مغزها در جهان درآورده است. از هر 125 دانش آموز المپیادی ایران، 90 نفر در دانشگاه های آمریکا تحصیل می‌‌کنند. از هر 96 دانشجوی اعزامی به خارج، تنها 30 نفر به ایران باز می‌گردند. حدود 2 میلیون و ...

فرار مغزها از ایران سابقه‌ای بیش از 40 سال دارد و به دوران پیش از انقلاب بازمی‌گردد. اما اکنون میزان فرار مغزها از ایران به جایی رسیده است که ایران را جزو سه کشور دارای بالاترین میزان فرار مغزها در جهان درآورده است. از هر 125 دانش آموز المپیادی ایران، 90 نفر در دانشگاه های آمریکا تحصیل می‌‌کنند. از هر 96 دانشجوی اعزامی به خارج، تنها 30 نفر به ایران باز می‌گردند. حدود 2 میلیون و ...

تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مقیاس‌های اندازهٔ اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی ارزش کل کالاها و خدمات نهایی تولید شده در کشور در یک بازهٔ زمانی معین است که با واحد پول جاری آن کشور اندازه‌گیری می‌شود. در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند. محاسبهٔ تولید ناخالص ...

تعریف جهانی شدن(محمد نقی زاده) به طور کلی می توان آن را فرآیندی در نظر گرفت که در آن مرزهای اقتصادی میان کشورها هر روز کمرنگ تر می شود و تحرک روز افزون منابع ، تکنولوژی ، کالا ، خدمات و سرمایه و حتی نیروی انسانی در ماورای مرزها سهل تر انجام می شود و در نتیجه به افزایش تولید و مصرف در کشورها می انجامد. برخی رویکردهای جهانی شدن ·ادغام بیشتر بازار های جهانی ) کروگمن و رنه بالز( ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول