قضیه: متن ها همچنین آسان ترجمه می شوند هنگامی که شما فکر می کنید که ساختار مجموعه ای از لغات و عبارات از طریق قواعد لغوی نیست اما راههایی که مردم فعالیت های همدیگر را بهبود می بخشند توصیف این است که آنها می بینند وانجام می دهند و حسی در دنبال آنها بوجود می آید. زبان شفاهی یک سازه سازی مفید برای زبان واقعی پیچیده است که درچندین نمونه سازه یا ساختار استواراست. حتی مفیدتر از ساختارهای واقعی که ارائه شده با این وجود، فرآیند با کاهش بوسیله نظریه پردازان نهان از پیچیدگی به سادگی حرکت می کند واقعاً از نمونه های موردنظر استفاده می شوند و ساختار حرکتی به ساختار ثابت تبدیل می شود.
ترجمه و زبان شناسی:
2- ا ین به تأخیر انداختن گفتگوهای زبانی نسبت به تأخیری که ترجمه است ممکن است عجیب به نظر برسد رویهم رفته ترجمه ای عملی است که هم از داخل و هم از خارج زبان انجام گرفته باشد. در ترجمه لاتینTranslation Linguarum ترجمه زبانی و تشخیص آن به ترجمه های دیگر رجوع می شود مثل ترجمه Studii ترجمه دانش ها و ترجمه imperii ترجمه فرمانروا3- یا زمان اخیر تمام بحثهای واقعی ترجمه در سطح یا به شکل انحصاری و اصل با زبان در ارتباط بوده است. توانایی و مهارت ترجمه مثل شکل، شکل پیشرفته مهارت فهمیدن یا خواندن یک زبان خارجی بطور گسترده ای قابل در ک بوده. مطالعه ترجمه یک ساختار ویژه از علم زبان، زبان شناسی کاربردی یا ادبیات تطبیق بود که تصور می شد. تعلیم به ترجمه علم انتقال معانی لغات و عبارات و محتوای متن ها را از یک زبان به زبان دیگر تغییر می دهد انتشار اصلی تئوری تاریخچه ترجمه، از زبان Cicero در قرن اول و قبل از تقسیم بند ی ز بانی در ابتدای تاریخ بود. تقسیم بندی اولیه ترجمه باید تقسیم بندی اختصاصی باشد اگر ترجمه لغت به لغت را تولید می کند یا عبارت جمله از جملات که ( ترجمه حس به حس را تولید می کند) حتی اگر این روزها بیشتر تئوری راتان مشهور Lanmason, BasilHatim,peter newmark,JeanBarbelnet,Jean-PaulVinay,Eagene A Nalentin Garicia yebra, Korneichukskii,catfordزبان شناسانی هستد که فکر می کنند ترجمه بطور اصلی و انحصاری عملی است که در زبان انجام گرفته است.4- و این باید آشکار باشد که این کتاب نقاشی برای ردکردن یا کم کردن اهمیت زبان ترجمه ندارد. زبان بخش کلی از جنبه های ترجمه است که تاکنون ملاحظه کردیم بلکه گفته می شود هدف از بحث کردن یا کارکردن با مردم مطالعاتت یا تعاری است که ارزش چیزی رادر اهمیت های زمانی ندارد بلکه بشتر جایگزینی آنها در متنهای اجتماعی بزرگتر، متن هایی که معنای آن در زبان پذیرفته شده است و موضوع های زبان شناسی که یادداده شده یا یادداده نشده اند. 5- علیرغم حضور زبان در تمام بخش های این فصلها بعنوان یک پدیده خود مختار با جدا برای ردکردن یک فصل می تواند مفید باشد. البته هرگز اینطور نیست و بلکه همانطور که زبان شناسی به ما نشان می دهد میتواند و برای آنگونه فکر کردن مفید باشد.6- رو یهم رفته بنظر می رسد زبان یک زندگی شخصی دارد تغییر می کند و همنطور باقی میماند. گذشتن افراد سخنگو برای تغییر دادن یا جلوگیری از تغییر کردن آن مشکل است. اگر هر چیزی در حقیقت آنها را تغییر دهد و نگذارد که آنها تغییر کند تمام مدرسه ها ی زبان شناسی فکرشان از wilhe lomvon tlumboldt قرن نوزدهم تا Edward supir و Benjamin Lee whorf در اواسط قرن بیستم بطور متقاعد کنند از زبان بعنوان حلت اجبار مردم یا فرهنگ یا یک ملت قالب هایی که تمام آنان توسط سخنگویان بطور انفرادی کمتر یا بیشتر در راه حل یکسان سازمان دهی می شوند بحث می کند. 7- بنظر می رسد زبان ها کم وبیش نمونه های دائمی، قواعدی دارند که با زمان و مکان تغییر می کند اما آنقدر آهسته و افزاینده که به نظر می رسد هر کدام ذاتاً در زمان خاصی ساخته شده اند. بطور معمول وقتی کسی می گوید بعضی چیزها صداهای عجیبی دارند دیکشنری یاکتاب های گرامری را بررسی نمی کنیم. ما فقط می دانیم که مردم معمولاً چیزها را به آن روش نمی گویند. به نظر می رسد زبان فکر، شکل، اندازه، و رنگ دارد و احساس می شود د یگر راههای گفتن را رد می کند و یا حداقل روی آنها پافشاری می کند مخصوصاً وقتی که آن روشها توسط افرادی خارج از گروههای، افراد با لهجه های متفاوت منطقه ای زبان ما یا ازدیگر زبانهای بیابد ساختار جملات و بیان اصطلاحای زبان خارجی نه تنها بیگانه به نظر نمی آید بلکه به نظر اشتباه است، چه زمانی که اول یک زبان خارجی را یاد بگیریم و چه هنگامی که ما به زبان خودمان با یک خارجی که خوب بلد نیست به آن زبان صحبت کند حرف می زنیم. 8- بنابراین ارزش برگشت به عقب در متنی که زبانی تولید شده مردمی که آنرا تولید کردند و بررسی کردن آنهاست مثلاً اگر آن چیزهایی که کمتر یا بیشتر استوار بود نه آن حق ما بود وهنگامی که آن نسبت به بیشترین استواری ها کمتر بود بنابراین هنگامی که سبک زبانی بنظر می آید مثل بیشتر آبشار بزرگ یا سیستم ساختاری عملی آتش سوزی جنگل است. آن رفتار مثل یک نتیجه منطقی موضوعی می تواند مطمئناً هم زمان با مفسران و تعداد زیادی از مترجمان و مفسرانی که اغلب بنظر می آید زبان را مثل اسب وحشی، در حال راندن زبان هستند یا مسئول مراقبت از ببر هستند سفید باشد. این رفتار راندن وابسته به زبان شناسی که رام کردن برای آنها آسان است اما عامل های زیادی فقط راجع به آنها صحبت می کند.9- فهمیدن اظهار بعضی افراد دیگر یا پیغام های نوشته شده آنها پیچیده تر از آن است ک تمایلی به فکر کردن در مورد آنها داشته باشیم. حس متداولی می گوید اگر ما متنی را در زبانی که خوب آن را می شناسیم، می شنویم، یا می خوانیم متن هایی که بصورت لغوی و معنایی خوب سازمان دهی شده اند آنها را خواهیم فهیمد براستی تصور یک مورد که نباید به بیرون از آن فوری و خودکار و قابل فهم باشد برمن تأمل آن مشکل است. 10- اما آنجا تعداد زیادی از این موارد وجود دارد. متداولترین آنها زمانی است که می پذیرد مورد خطاب یک زبان قوار بگیرد. گفتن یک زبان خاص یا زبان دوم و زبانهای دیگر را مورد خطاب قرار دهند، گفتن گویش شما و یک زبان تا زمانی که شما انتظار زمان را تنظیم کنید و واقعاً اظهارات را مثل یک متن زبان اولیه بشنوید این ممکن است مثل حروف شکسته و صداهای زبانی با مفهوم زبان مقصد(دوم) صدا بدهد. این مخصوصاً وقتی درست است که شما در یک کشور خارجی هستید و از آنها انتظار ندارید به زبان شما صحبت کنند اگر فردی به زبان شما و با رعایت تلفظ و گرامری شما را مورد خطاب قرار دهد، ممکن است در یک اتحاد قابل فهم باشد اگرچه بعد از 3 تا 4تکرار شما ممکن است سرانجام بپرسید متأسفم شما به چه زبانی صحبت می کنید؟ آن هنگام شما می گوئید که آن زبان محلی شما است و تمام پدیده های بانظم منسجم و بیانی ساخته شده از احساس خارج می شوند. 11- این یک ریا بیش نیست. دورشدن از اطلاعات گیج کننده و رسیدن به اطلاعات معقولانه فرضی این ممکن است حتی با اظهاراتی در زبان بومی خودمان که باید بآسانی قابل فهم باشد نیز اتفاق بخشید. یک چیزی ممکن است باعث شود توانایی احساس یک زبان را نداشته باشیم انصراف از انتظارات، هنگامی که شما می شنوید یک دوست یا یک همسر و، والدین در حال صحبت کردن هستند شما می شنوید و ثبت می کنید و تمام لغات را می فهمید اما هیچچیزی حس نمی کنید زیرا ذهن شما جای دیگر است و ناگهان چیزی که باید بآسانی اتفاق بیفتد مشکل می شود چه چیز باید در یک ربایش منطقی مورد نیاز باشد. هنگامی که بیان یا نوشتن متنها بطور کامل سازماندهی نشده باشد این تجربه خیلی متداول است. 12-شما در ده ماهگی به بعضی چیزها در روی میز اشاره می کردید و می گفتید Gah! وقتی متوجه نمی شوید او با تأکید بیشتری اشاره می ک ند و تکرار می کرد Gah! بعد بوضوح می دانست او سعی دارد چه چیزی بگوید او فقط به زبان شما صحبت نمی کند چطور شما کارهای ترجمه را در یافت می کنید. چطور مشا یک مفسر شایسته برای زبان بچگی تان می شوید؟ از طریق آزمایش و خطا،شما هر مقاله را از روی میز برمی دارید و بعد بچه بطور مبهوت نگاه می کنید و می گوید: این؟ یا Gah! بر طبق داشتن شما از دیگر زبانها البته شما فرص معینی می سازید که کارهای حدسی شما را هدایت می کند. 13- برای مثال شما فرض می کنید که Gah! یک اسم است کلی مربوط به یک شیء خاص در روی میز شماست. با یک فعل(! دادن) یک جمله امری( چیزی را که می خواهیم، به من بده) والدین معمولاً سریع و کامل برای تفسیر زبان بچه هایشان مهارت پیدا می کنند. بچه هایشان مهارت پیدا می کنند. بچه ها باید بطور مداوم لغات جدید و عبارات را آزمایش می کند ربایش جدیدی نیاز دارند. ام عرضه ها تکرار می شود و به سرعت در والدین، توانایی( زبان دوم) را بوجود می آورد. و آنها را برای کسانی که چیزی جز صداهای رمزی نمی شوند، بآرامی تکرار می کنند. 14- مهارت سخنگویان بومی یک زبان همیشه آن زبان را به روشنی که مشاهده کننده مان مخصوص آن را منطقی میخوانند استفاده می شد آنها چیزی که منظورشان است را بیان نمی کنند. آنها اطلاعات مهم را حذف می کنند مفاهیم درستشان را آشکار می کنند. آنها دورغ می گویند اغراق می کنند از مسائل طعنه آمیز یا طنز استفاده می کنند بطور تشبیه صحبت می کنند. فیلسوف معروف انگلیسی (1989:22-40)Paul Grice بنیانگذار زبان علمل در یک سخنرانی که منطق و مکالمه نام گرفت سعی بر معروف شدن داشت و بطور دقیق توضیح می دهد که ما چطور برای سخنگویانی که قوانین منطقی مطالعه را نقض می کنند حس بوجود می آوریم. اینکه شنوندگان از حدسیاتشان الهام بگیرند یا سوء استفاده کنند برای او کافی نبود. بعضی گروههایی وجودداشت که مجبور بودند از یکسری از اقدامات که می توانست مفسران را به تفسیرهای از اظهارات مشکل ساز هدایت کند بیان کنند. بوضوح بعضی چیزهایی وجود دارد که ما به ندرت بطور کامل در ابهام هستیم هنگامی که بر سر معنی با افراد دیگر بحث می کنیم همچنین بطور واضح، Grice در مورد حالتش بیشتر صحبت کرده است. حقیقت کمیابی به ما اغلب پیشنهادات را اشتباهی حدس میزنیم که قابل فهم( یا سوء استفاده کردن) از اظهارات مشکل سازی که بیشتر با خلق تصورات، بینش ها و خوشبختی محض است که آن با سختگیریهای منطقی انجام می شود(see Robinson1986)
یادگیری یک زبان خارجی بطور وضوح به هزاران حدس و سوء استفاده نیاز دارد.