دانلود تحقیق بررسی زندگی سهراب سپهری

Word 87 KB 33504 30
مشخص نشده مشخص نشده ادبیات - زبان فارسی
قیمت قدیم:۱۶,۰۰۰ تومان
قیمت: ۱۲,۸۰۰ تومان
دانلود فایل
  • بخشی از محتوا
  • وضعیت فهرست و منابع
  • شرح مختصری از زندگی نامه سهراب سپهری : سهراب در 15 مهر ماه 1307 در شهرستان کاشان متولد شد پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه به دانشسرای مقدماتی تهران رفت و در خرداد ماه 1324 دوره دو ساله ابن دانشسرا را به پایان رساند .

    در سال 1325 به استخدام ادارخ آموزش و پرورش کاشان درآمد و در همین سال نخستین شعرش بنامن « بیمار» در ماهنامه جهان نو منتشر شد .

    در سال 1327 از آموزش و پرورش استعفاء داد و در امتحانات ششم ادبی شرکت و دیپلم ادبی گرفت و مهر ماه همان سال در دانشکده هنرهای زیبای تهران به تحصیل پرداخت .

    در همین سال در شرکت نفت استخدام شد و پس از یکسال استعفاء داد .

    و در خرداد ماه 1332 دوره لیسانس دانشکده هنرهای زیبای تهران را در رشته نقاشی به پایان رساند و رتبه اول شد و به دریافت نشان درجه اول علمی نائل گشت .

    اولین کتاب سهراب سپهری با مان مرگ رنگ در سال 1330 منتشر شد از نظر زبان و فضا و مفاهیم و تعابیر همان مفاهیم و تعابیری است که در شعر معاصر بیش می بینیم .

    سال 1332 آغاز کار او بعنوان طراح در سازمان همکاری بهداشت تهران است و در همین سال دومین مجموعه اشعار خود را با عنوان زندگی خوابها منتشر کرد.

    در آذرماه 1335 آغاز کار او در اداره کل هنرهای زیبا در قسمت موزه ها و تدریس در هنرستان های هنرهای زیبا شروع شد و مشغول گشت.

    مرداد 1336 سفر اروپا از راه زمینی تا اریس و لندن، نام نویسی در مدرسه هنر های زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی سال 1337 سفر دو ماهه از پاریس به رم مرداد 1339 مسافرت به توکیو برای آموختن فنو حکاکی روی چوب سال 1340 انتشار مجموعه دیگری از اشعار خود با عنوان شرق اندوه اسفند 1341 برگزاری نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران سال 1343 سفر به هند (تماشای بمبئی ، بنارس، دهلی، آگره، غارهای آجانتاف کشمیر) سفربه پاکستان (تماشای لاهوروپیشاور) سفر به افغانستان، اقامت در کابل و بازگشت به تهران.

    آبان ماه 1344 انتشار شعر بلند صدای پای آب در فصلنامه آرش سفر به اروپا، مونیخ و لندن و بازگشت به ایران.

    سال 1345 انتشار شعر بلند مسافر در فصلنامه آرش بهمن ماه1346 برگزاری شب شعر سهراب سپهری در گالری روزن بهمن ماه 1346 برگزاری نمایشگاه افرادی در گالری سیحون تهران سال 1348 شرکت رد فستیوال بین المللی نقاشی در فرانسه و اخذ امتیاز مخصوص سال 149 سفر به آمریکا و اقامت در لانگ آیلند شرکت در یک نمایشگاه گروهی در شهر (بریچ همپتن) بازگشت به ایران پس از 7 ماه سال 1350 برگزاری یک نمایشگاه انفرادی درگالری بنس نیویورک بازگشت به ایران.

    سال 1352 سفر به پاریس و اقامت در کوی بین المللی هنرها سال 1352 سفر به یونان و مصر بازگشت به ایران سال 1356 خرداد ماه انتشار هشت کتاب مجموعه اشعار منتشر شده سپهری به اضافه مجموعه «ما هیچ ما نگاه» توسط کتابخانه طهوری تهران دی ماه 1358 مسافرت به انگلستان برای درمان بیماری سرطان خون اسفندماه 138 بازگشت به ایران اول اردیبهشت 139 چشم از عرصه گیتی فروبست 2- تحلیلی کلی بر وضعیت شعر او، مضامین و تفاسیر شاعر مربوطه: سپهری بر خلاف شعرای دیر که شعرهای آنها دارای ساخت و فضای مشخص و مجردی است اینگونه نیست در شعر او نمی توان به دنبال تنوع موضوع شت.

    چون و یک شاعر واقعی است و به خود متوجه، نه به چیزهای مجرد و موضوع های منفرد و منحصر.

    او موقعیت آرمانی در جهان را می طلبد و می جوید و با نگاهی متفاوت که از سرچشمه پنهان ذهن و خیال او جاری می شود در مسیرهای مختلف به راه می افتد و به دنبال تازگیها به قصد تازه بینی ها و نام گذاری های نو، می رود.

    تقریباً تمام شعرای نسل نو یا شعر نو دو دوره را گذرانده اند.

    1-دوره ای که درگیر قافیه ها و وزن ها بوده اند.

    دوره ای که به دروه شعر نیمایی معروف است و شعر آزد می گفتند که خود را از قالبها بیرون کشیده اند این قواعد شامل کارهای سپهری نیز می شود.

    اما به صورتی دیگر: دوره نخست که شامل چهار مجموعه اولین است یعنی (مرگ رنگ- زندگی خوابها- آوار آفتاب- شرق اندوه) و دوره دوم شامل (صدای پای آب- مسافر- حجم سیر- ما هیچ ما نگاه) سپهری تامرز شنیدن صدای پای آب خاصه در کتاب مرگ رنگ و شرق اندوه که شامل شعرهای موزون است، گذشته از قافیه های دوبه و و چارپاره ها کمه خود جزو لاینفک قالب این شعر است سخت به قافیه توجه دارد مثلاً در مرگ رنگ رخنه ای نیست در این تاریکی درو دیور بهم پیوسته سایه ای لغزد اگر روی زمین نقش و همی است زبندی رسته وهمینطور قافیه های نیمائی و ومولوی وار که در حکم ضرب- آهنگی تفاوت و متناوب است.

    خورشیدی درهر مشت بام نگه بالا بود می پرید گل وا بود؟

    بوئیدن بی ما بود زیبا بود تنهایی تنها بود ناپیدا پیدا بود او آنجا، آنجا بود در دوره دوم او قوالب و چارپاره ها را رها کرد و این دوره به دوره شنیدن پای آب معروف است که قالب نیمایی اختیار کرده و به آن روی می آورد سپهری از این پس منطق و اسلوب نثر را بر اشعار خود حاکم می کند چنانچه در دو مجموعه زندگی خوابها و آوار آفتاب این ویژگی برجسته می شود.

    من در پس در تنها مانده بودم همیشه خود را در پس یک در تنها دیده ا، گویی وجودم در پای این در جامانده بود در گنگی آن ریشه داشت، آیا زنگی ام صدای بی پاسخ بود (زندگی خوابها ص 128) در اصول دوره دوم شعر او می توان به تاثیر نقاشی اشاره کرد: اصلی که رد دوره اول شعر او جای به جای به نشانه های آن برخوردیم، و در دوره دوم نیز به نمونه های آن جای به جای می توان برخورد: گاه به صورت اعتراف: به این معنی که شاعر مستقیماً به هنر نقاشی خود اشاره می کند: اهل کاشانم پیشه ام نقاشی است گهگاهی قفسی می سازی از رنگ، می فروشم به شما همچنین اسلوب نثری به معنی شیوه بیان مستقیم و شستن اجزاء جمله در جای اصلی خود و به این اعتبار که این اصل از مختصات شعر حرفی است، همچنین اسلوب نثری به معنی شیوه بیان مستقیم و شستن اجزاء جمله در جای اصلی خود و به این اعتبار که این اصل از مختصات شعر حرفی است، خاصه در شعرهایی که از اصل ساختار و شکل درونی عاری است، بیشتر خود را نشان یم دهد.

    مردمان را دیدم شهرها را دیدم دشت ها را کوهها را دیدم آب را دیدم خاک را دیدم نوروز ظلمت را دیدم در بررسی دیگر می توان در این دوره سطور ساده یا مصراعهای گاهگاهی ساده دوره اول را بیشتر می توان دید تا آنجا که این را نمی توان شعر به معنی دقیق و متعالی آن خواند.

    تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی مادی دارم، بهتر از برگ درخت، دوستانی بهتر از آب روان همه اینها تلاش سپهری است برای اکتساب زبان مشخص و مختص به خود اوست.

    اشعار سپهری حالت طولی وافقی خود را هیچ گاه از دست نمی دهد شعر سپهری جاده ای در طبیعت زیباست که رهرو آن را فرصت تماشا نیست درست بر خلاف شعر نیما.

    زیرا نیما خواننده را در منازل بین راه می ایستاندف می گرداند و اندک اندک روابط پنهان از چشم او را می گشاید.

    به عبارت دیگر صدای پای آب و مسافر سپهری، شما را همراه آب و مسافر می برد و مرغ آفین و ناقوس نیما شما را می نشاند و به فکر وامی دارد، سپهری می گوید حس کن و برو.

    نیما می گوید بنشین و بیندیش اما چرا اینگونه سات.

    چون شعر سپهری شعری است حسی سطور مخیل متوالی اند بی هیچ مرز تنفسی.

    شعر سپهری مانند تصاویر گوناگون اسلایدهایی هستند که به سرعت از برابر چشم می گذرند و متداولاً عوض می شوند.

    سپهری در شعرهایش فقط حرفهای شاعرانه می زند.

    هر وقت که حال داشت و در حالت سرایش قرا گرفت قلم را بر می دارد و هرجا که از آن احساس خسته شد قلم را به زمین می گذارد.

    شعر او از نقطه ای به حرکت آغاز می کند و بر خطی مستقیم راه می افتد و به نقطه پایان یم رسد.

    چنین شعری نطفه ای ندارد که بارور شود و به یک باره متولد شود.

    و اما سپهری از کدام مبداء به اینجا رسیده است و از آغاز حیات شاعری خود به دنبال چه بوده و به جستجوی کدام نقش ناپیدا برخاسته و حرکت کرده و در کجا به مرز شناخت خاص خویش رسیده است باید گفت: یکی از واژه های بسامدی شعر سپهری کلمه «ادراک» است که از به تناوب در دوره های مختلف شعری او دیده می شود و اگر به ترتیب مورد بررسی قرار گیرد حضور خود را نشان می دهد.

    زیرا بدیهی است که هر کلمه، که رد شعر یک شاعر وضع بسامدی یافت، بی سببی نیست.

    خاصه اگر این کلمه «ادراک» باشد که خود مبین درک خاص شاعر- اگر نه جدید- از هستی است.

    این کلمه نشاندهنده اشتیاق شاعر به درک حقیقت هستی است.

    مروری بر آثار شاعر در اینجا به بررسی اثار شاعر می پردازیم: سپهری در نخستین مجوعه شعر خود «مرگ رنگ» که در بیست سالگی منتشر می کند نشان می دهد که فضای شعر احساساتی و ابتدایی نوجوانی را پشت سر ذارده و به شعر نیما به عنوان پیشرفته ترین زبان و بیان شعری آن زمان چشم دوخته است.

    به این کتاب در دو بخش جداگانه جداگانه می توان نظر افکند بببخش چارپاره ها که فضای رمانیتک آن سالها را داراست و بخشی که حاصل توجه به فضا و بیان و زبان شعر نیماست به طوری که پایانبندی مصراعها نز به عمد از روی شعر نیما نوشته شده است در این کتاب به زبان اصلی سپهری که از صدای پای آب چهره می نماید، جز در چند تک مصراع نمی توان برخورد کرد اما چهره سپهری نقاش را چه از نظر شیوه نگارش و چه از لحاظ استفاده از مصالح نقاشی به وضوع می توان دید.

    دومین مجوعه اثر او زندگی خوابها نام دارد.

    این اثر در نخستن سال های دهه سی نوشته شده است.

    سالهایی که اگر همه شاعران از خویشتن خویش دل می کنند و رها می شوند و به جامعه تند وعصبی آن سالها می پیوندند، سپهری از این جامعه می بُرد و به خود باز می گردد، شعر منظوم و عینی- اجتماعی نیما را کنار می گذارد و به شعر منثور ذهنی – انفرادی خود پناه می برد حتی به تاثیر از هنر نقاشی اش نیز که اگر در «مرگ رنگ» به تصویر دنیای بیرون از خویش می پرداخت در این کتاب به تصویر دنیای درون خود می پرداز.

    زیرا بیداری ها و آمیختگی با طبیعت در «مرگ رنگ» به خواب و رویا و کابوس و هذیان در زندگی خوابها تبدیل شده است.

    به عبارت دیگر اگر در ان مجموعه به بیداری راه می رفت و بیانگر دنیای واقعی بیرون از خویش بود در این مجموعه درخواب راه می رود و از رویاها و کابوس های خود سخن می راند.

    دومین مجوعه شعر او آوار آفتاب نام دارد.

    این مجوعه سالهای 1333 تا 1337 او را در بر می گیرد.

    د راین کتاب شاعر از خواب و رویائی کتاب زندگی خوابها (جز د رچند شعر از جمله شاسوهسا که دنباله خوابهای پیشین اوست) بیدار می شود و شاید از هیمن روست که پیچیدگی های زبان آن کتاب را ندارد و از این لحاظ گامی به پیش است.

    در این کتاب به جلوه های زبان خاص سپهری از صدای پای آب به بعد بیشتر می توان برخورد.

    همچنین شور و شوق یگانگی و آمیختگی با طبیعت را که در شعرهای بعدی سپهری کاملاً واضح می شود، بیشتر می توان دید ضمن اینکه حالات سفر و حرکات ذهن او نیز در این کتاب بیش از کتابهای دیگر به چشم می خورد.

    در این مجموعه بی آنکه بتوان گفت اشعار منتخبف شعرهایی درخشانند اما در مجموع کوتاهتر و جمع و جورتر از اشعار کتب قبلی او به نظر می رسند.

    از میان این شعرها باید از اشعار آوای گیاهان، میوه تاریک، نیایش، نزدیک آی وخوابی در هیاهوی نام برد که هر کدام عرصه تیره و تار جستجوهای گوناگونی هستند که بعدها در فضای صدای پای آب، مسافر، و حجم سبز روشن می شوند توجه به عصر اساطیر و دوران قبل از نامگذاری اشیاء دعوت های ویزه ی شاعر به حرکت و شناخت جهان و نیایش شاعر با خدا و اولین جلوه دوست و نگاههای نافذ در اشیا و تفکر و تعمق نسبت به مظاهر طبیعت و شنیدن آوای رویش از زیر خاک خاموش و تاریک تا آفتاب روشن و همه و همه از مختصات بارز این کتاب به شمار می روند.

    شرق اندوه چهارمین مجموعه شعر سپهری است که در سال 1340 منتشر شده است.

    در این مجموعه صدای اوزان تند و رقص انگیز و نخستین جلوه های عرفاین شعر او را می توان شنید و دید.

    این دو مشخصه، خحاصه زیر عناوین ویژه و غریب شعرها که از تعمّد شاعر در این نامگذاری ها حکایت می کند.

    امثال «نا» «هایی» «پادمه» «تراو» «وید» و ...

    بیشتر جالب توجه است.

    خاصه اینکه در این مجموعه نیز همچون مجموعه های پیشین، به شعر موفق یا حتی نیمه موفقی که بتوان انگشت روی آن گذارد و در نوع خود کامل دانست، نمی توان رسید.

    همه شعرهای این کتاب حاصل توجه دوره ای شاعر به دیوان شمس بوده است.

    هم از لحاظ وزن و هم توجه به قوانینی مکرر و هم حالات شور انگیز و به شوق آمیز و حالاتی که شنوندگان ذوق زده و حیرت زده را دعوت به حرکت می کند دعوت به جستجوی حقیقت ناپیدا و خاصه خدای مقصود شاعر، که اولین نشانه های حضور او در همین کتاب احساس می شود از میان قطعات این کتاب این شعرها برگزیده شده اند شعر «هلا» که عرصه دعوت به این حرکت و بعد پایان شب شک و دو شعر درنا و پادمه که عرصه احساس خداست و بعد قطعیت همین احساس در شعر «چند».

    دو شعر بلند صدای پای آب و مسافر در دیوان هشت کتاب به عنوان پنجمین و ششمین کتاب سپهری آمده اند .

    سپهری در این دو شعر ، سرانجام به زبان مختص و مشخص خود دست می یابد .

    زبانی ساده و راحت و سرشار از تصویر های گوناگون و با بیابانهای ناهمسطح و اندیشه و دیدی که همه و همه حاکی از آنند که شاعر از هر نظر به جستجو هایش پایان داده و در واقع در پایان دالانهای تو در توی سر گیجه آور مجموعه های پیشین به طبیعت بازو عریان دلخواه خود راه یافته است .

    شاعر در هر دو اثر به زبان شعر و تصویر حرف می زند .

    در صدای پای آب بیشتر و در مسافر کمتر و با این تفاوت که شعر اول ، صرفاً یک شکل حلولی و افقی دارد و بر خطی مستقیم حرکت می کند و در شعر دوم این شکل افقی و حلولی و گاه با خطوط عمودی نیز قطع می شود .

    و هر دو شعر با استعدادکاهش و افزایش بسیار .

    تا آنجا که می شود نیمی از سطور آنها را حذف کرد یا همانقدر به آنها افزود .

    شعر اول از هر نظر بسیار ساده تر و راحت تر نوشته شده و شعر دوم پیچیده تر و دشوارتر .

    منتها هر دو با زبان تخاطب معمول و متعارف روزگار ماست .

    با مصرعهایی که از نظر ارزشهای بیانی در سطوح مختلفند .

    در صدای پای آب شاعر در بیان شرح حال خود با مروری در ایام کودکی و نوجوانی و بعد از نوجوانی و کمال به مهمانی جهان می رود .

    مهمانی بریده از گذشته و آینده که عاشق حال است .

    حال این دنیا ، دنیایی که همه افراد و اشیا ء و اعضای آن چنان زیبا و بجا نشسته اند که شاعر جزء از سر تسلیم و رضا پرستش آن را چاره ای نمی یابد .

    در شعر مسافر دنیای شاعر و سیع تر و واقعی تر است و محصول مسافرتهای واقعی اوست .

    هفتمین مجموعه شعر سپهری و کاملترین آنها مجموعه « حجم سبز » است شاعر این شعرها ، دیگر از پشت شیشه مات و غبار گرفته چشم به جهان نگاه نمی کند .

    در این کتاب حجابهای تصویرهای که در حرفهای تاریک و مبهم کتابهای پیش برداشته شده ، چشم اندازهای عریان و شفاف و جهان او چنان صاف و روشن است که دیگر خدای او نیز پیدا است در این ده دوازده سالۀ واپسین بی گمان هیچ شاعری برازندۀ سپهری آوازه نگرفته است بسیاری کسان مضمون شعرهای او را راهنما و فلسفه زندگانی خود قرار داده اند؛ بسیاری دیگر به تقلید از او شعرهای کم مایه گفته اند اما ابنیه به هیچ رو به پایه شعری او نرسیده اند.

    چند تنی به شیوه او با رنگ های محدود و طرح های سیال چینی وار نقاشی می کنند و سلسله درازآهنگی ازنقاشان جوان شیفته رسم و روش او در راهند.

    برخی دیگر با الهام از شعرهای او نمایشنام های عرفانی پرداخته اند.

    عبارت هایی از شعرهای او بر فیلم و تئاتر های گوناگون نهاده شده است.

    بسیاری دیگر مقاله ها با کتاب هاب خود را بی تفال کردن از پاره ای از شعر او آغاز نمی کنند.

    راستی راز این کشش همدیگر در کجاست؟

    چرا از میان شاعرانی که از طبیعت می گویند از از شهر گریزی دم می زنند و هر یک به نحوی کبادۀ عرفان و درون تابی می کشند تنها سپهری بر قله ایستاده است ؟

    اگر طبقه متوسط شهری گریزان از کشاکش ها و ستیزه های یک دو دهه اخیر در جستجوی پناهگاهی آرام و بی دغدغه به پاستورالیسم درون نگری ، فردنگری و اجتماع گریزی روی می آورد و شاعری را می جوید که نهان های درون اور ا بیان می کند و آن بگویدکه او می خواهد.

    چرا تنها به سراغ سپهری می روی؟

    ایا سپهری همان است که اینان می جویند و به میل خود تفسیر می کنند یا افزودن بر این درکار او ارزشهای هنری و ادبی پایداری نهفته است که پیرو پابند پسندهای زمانه نیست؟

    اساس شعر نقاشی سپهری که حتی کمتر تاثیری از شعر و نقاشی ایرانی نپذیرفته است می تواند در این هویت گریزی بیاید و ثابت کند که در جهان امروز هویت مستقل و به خود پاینده و بیرون از جهان با معاصر بودن سازگار است و معنا ندارد؟

    راستی با کدام معیار می توان ثابت شد که اگر روزی شعرهای سپهری (و نیز نقاشی او ) کارکردهای زمان مند امروزین خود را از دست بدهد، کارکردها و گوهرهای همیشگی و فارغ از زمان آن پابرجا خواهند ماند و تابع زسم روز نیست؟

    ایا سپهری تنها بر سنت شعری و فکری آسیای خاوری رفته است با خود نیز چیزی بر آن افزوده است؟

    تبارشناسی شعر و هنر سپهری به کجا می رسد؟

    کدام بخش از زندگی شعری سپهری سست و کلام نیرومند است .

    باری مجموعه حاضر با بسیاری از مقاله ها، یادداشت ها، گفتارها و ظاهار نظرهای کوتاه و بلند از منتقدان ، نویسندگان ، شاعران و هنرمندان برای یافتن پاسخی به این پرسش ها فراهم آمده است از این رو اگر حتی بتواند پاسخگوی گوشه ای از این پرسشها باشد کوشش خود را کامیاب می شمارد.

    سپهری در یک نگاه سهراب سپهری شاعر بزرگی است که در شهر قم متولد شد.

    ولی در سالهای سال یعنی از همان دوران کودکیش در شهر کاشان زندگی کرد و درس خواند سهراب شاعر کویر است که آوازه اشعارش در گوش جهانیان پیچیده اکثر افراد با او و سبک شعرش تا حدی آشنایی دارندو سپهری شاعری است دارای سلوک باطنی و سلوک با طنی او مستقیم با سیر زندگیش از نوجوانی به جوانی ریختگی و سپس تا آستاته پیری و تجربه های درونی او در این سیر بیشتر رابطه دارد تا هر حادثه درونی به همین دلیل شعر سپهری در میان تمامی شعر یک دوره از ادبیات ما چهره ای جداگانه دارد و کمابیش بیرون از جریان همگانی شعر فارسی امروز راه خود را می رود.

    ویژگی شعر او همین گسستگی از عوالم بیرون و پیوستگی مستقیم با عوالم درون است در تمامی شعرا چه بسا از توجه به عالم بیرون از جمله حوادث اجتماعی – سیاسی زمانه اش دیده نشود.

    اینگونه در خود بودن و با خود بودن اگر چه ممکن است از نظر اخلاق اجتماعی جای خرده گیری داشته باشد.

    چنانچه بسیاری از این دید در گذشته بر سپهری خرده گرفته اند اما از ددیگاه شعر و هنر جای هیج خرده ای بر او نیست چرا که هنر و شعر از جهتی می تواند سلوکی درونی باشد و ریاضت کشی و ادب نفس و سیر به سوی کمال .

    این اصطلاح «سکول شعر» که حافظه به آن اشاره دارد (طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر) معنایی جز آن ندارد که در شعر نیز می توان سالک بود وسیری به سوی کمال داشت .

    اینک در این تحقیق می خواهم به گوشه ای از زندگی سهراب سپهری و بررسی بخشی از اشعارش و دیدگاه او به جهان هستی بپردازم.

    «سایبان آرامش ها» سهراب سپهر ی دو بدن داشت .

    دو جسم یکی از جنس استخوان ، دیگری از جنس خیال یکی جسم عنصری ، همین که به رویت دیگران می آید دیگری جسم اختری که تقدیر او را رقم می زند.

    او تقدیر تن خود را ، این اواخر دیگر از بر شده بود.

    حدود و شعوری که می توانست طی می کرد آفاقی که در نوردید.

    در آغاز آشوب زده بود.

    جسم اختری گاه مجال پیدا می کرد که سهراب مدرسه و قیل و قال و تفقد مادر را به تماشا ببرد.

    هنوز کلمات را نمی شناخت در ظرفیت اساطیری کلمات غوطه ور می شد.

    گفته اند تا هشت سالگی همگان بی هوا فریفته می شوند خیره در سایه افسون شده غوکی که می طپد.

    برگی که از شاخه می افتد و با رقص موج ریزه های آبهای جویباری به ناکجا آباد می رود.

    هدهدی که روی سنگ رو به قبله می ایستد و نماز خود را با تکان صریح و متقارب دم، می خواند.

    بوی علف ، طپش ملایم ظهر تابستان، که بر تمامی عالم پرده ی سحر آسای دعوت پهن کرده است و بسیاری دیگر که فقط در حیطه امکان دست تمنای کودکان است.

    سهراب سپهری را ما حالا می توانیم مظنه بزنیم که در سالها یا به قول خود «آن روزها» در چه هنگامه ی نشاط می کرد، است.

    به مبنای آن چه مادر نظام فکری خود،بر تطابق عرصات تربیت شده ایم جسم استخوانی منزلت آینه را برای خیال داشته است، خیال یک امر واقع بوده است .

    یک فلمرو مسنقل و قائم بالذات که از جنس ماده نیست اما مقدار می پذیرد آنچه اینجا اتفاق می افتد، از حضور و چگونگی اشیا گرفته تا فعل و قول آدمی به تناسب عکس برگردانی که واقعات پرده یی دیگر، بالاتر ، به شمار می رود باید عمر بگذرد سالهای کودکی و نوجوانی سپری شود تا این جسم استخوانی به بو و خصلت و هنجار جسم اختری خو بگیرد.

    سهراب سپهری نقاش هم بود .

    با رنگ و خط و حجم هم در موقعیت بصری اشیا و روابط شیهه کشیده است یکی باید از تقابل این دو حد از جلوه و بیان حرف بزند.

    شاید در اصل تقدیر این مرد به شیوه از انعکاس ، بی سبب نبوده است.

    «نگاهی به اشعار او » شهراب سپهری پس از گذشت بیست و چهار سال رسما به جمع شاعران جهانی پیوست آنچه که سبب جهانی شدن سک شاعر ، یک نویسنده ، یک هنرمند ، یک دانشمند می شود.

    بی مرز بودن میدان تأثیر آثار اوست .

    شعر سهراب سپهری طبیعی است .

    در اشعارش مرزی میان انسان، درخت ، آب، نور و حتی اشیا وجود ندارد.

    آن گونه که می توان گفت که در دیدگاه سپهری مرزی میان موجود زنده و غیر زنده مشهود نیست گویی چشم شاعر قطره ای است که در دریای کائنات ریخته است و به شبکه جهانی خلقت راه دارد.

    گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های تو را.

    چشم تو زینت تاریکی نیست.

    پلک ها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا .

    و بیا تا جایی که پرماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و شب اندام تور ا ، مثل یک قطعه اواز به خود جذب کنند.

    پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت : چند رسیدن به نگه ساست که از حادثه عشق تر است .

    (از کتاب حجم سبز- شب تنهایی خوب ) نگاه زیبا به مرگ یکی از ویژگیهای جهان بینی شعر سهراب است اغلب مردم در هر زمان و مکان از مرگ می ترسند و ترس از مرگ یکی از رنج های بزرگ بشری است سهراب نگاه ما را نسبت به مرگ تغیر می دهد و باور او همه پدیده ها در همه لحظه های حیات رو به کرگ هستند مثلا انسان در تمام طول عمرش حتی اگر ظاهرا سالم و سرحال باشد تعدادی از سلول های زنده اش می میرند.

    یا میوه های زیبا و با طراوتی که در ظرف قرار دارند، در حال مردن هستند، با فکر می کنیم مرگ در یک لحظه اتفاق می افتد و همه چیز تمام می شود او مرگ را پایان زندگی نیم داند.

    او مرگ را مرحله ای از چرخه حیات به شمار می آورد و این نگاه دقیقاً با دیدگاه علمی و طبیعی زیست شناسان هماهنگی دارد.

    پوسیدگی میوه، رشد دانه و حیاتی دیگر را در پی دارد.

    سهراب مرگ را جزئی از زندگی می داند و این حقیقت شامل حال مرگ آدمی نیز می شود.

    یک نفر دلتنگ است.

    از چه دلتنگ شدی؟

    دلخوشی ها کم نیست ، مثلا این خورشید کودک پس فردا، کمتر آن هفته یک نفر دیشب مرد و هنوز نان گندم خوب است و هنوز آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.

    قطره ها در جریان برف بر دوش سکوت و زمان روی ستون فقرات گل یاس.

    از کتاب حجم سبز- جنبش واژه زیست 2- کشف ارتباطات در بی ربطی ها یکی دیگر از ویژگیهای شعر سهراب است از نگاه او بی ربطی نیز نوعی ارتباط است.

    و ما چون ارتباط آن را در نمی یابیم بی ربط می پنداریم.

    گاه می بینیم در سوژه هایی پراکنده و نگاههایی به ظاهر بی ربط به محیط اطراف شعری زاده می شود که اگر دقیق شویم خواهیم دید که بی ربطی هم نوعی ارتباط است ارتباطی که ریشه های این نگاه های پراکنده را به وحدت یک اندیشه می رساند مثلا در منظومه (صدای پای آب) از این پراکنده گویی ها فراوان به چشم می خورد که در نهایت با سوژه اصلی شعر که زندگی با همه فراز و نشیب ها و درون و بیرون ها نیست می باشد به نوعی در ارتباط است.

    در این منظومه مرگ ، عشق، جنگ، سیاست ، طبیعت زیبایی، تنهایی و پدیده های دیگر که همه با یکدیگر متفاوتند و مقوله هایی کاملا دور افتاده از هم و پراکنده اند، در کنار هم قرار گرفته از این پراکندگی ها در عذاب است و دذهنش هزار پاره این معانی دور از هم است، با کشف این ارتباطات به آرامشی پر معناست می یابد ، آرامشی که همه آدم ها به آن سخت نیازمندند.

    اهل کاشانم ، اما شهر من کاشان نیست.

    شهر من گم شده است.

    من با تاب، من با تب خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام.

    من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم من صدای نفس باغچه را می شنوم.

    و صدای صاف باز و بسته شدن پنجره تنهایی.

    و صدای پاک ، پوست انداختن مبهم عشق ، متراکم شدن ذوب پریدن در بال و ترک خوردن خودداری روح ..

    من به آغاز زمین نزدیکم نبض گلها را می گیرم.

    آشنا هستم با، سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت روح من در جهت تازه اشیا جاری است .

    3- صمیمیت شاعرانه سپهری گاه تا آنجا پیش می رود که تبدیل به نوعی ساده لوحی شاعرانه می شود و در واقع شاعر خود را به ساده لوحی شاعرانه می شود و در واقع شاعر خود را به ساده لوحی اختیاری می زند شاعر از فضای اسیری استنشاق می کند که در آن همه چیز، ملایم و پاک و بی خدشه و بی شائبه است او به حوادث زمین بی اعتنا است از زمزمه الهی می نوشد دعوت ماهی ها را می شنود و سلامت یک سرو را می بیند در شعر او بازتاب خشونت اجتماعات بشری کمتر به چشم می خورد او به دنیا عین رضا و خوش بینی می نگرد انسان انتظار دارد که گاه بدیها را هر چند از زاویه محدود تماشا کند.

    4- که شعر سپهری تأثیر شعر چینی و فلسفه هنری که کاملا محسوس است وب ه عبارت دیگر وی این تأثیر را تجربه می کند شکل در شعر سپهری بعد از محتوا مهمترین مسئله آن است که این روح در چه قالبی می خواهد ارائه شود.

    زبان در شکل، نقش اساسی را بر عهده دارد زبان در شعر سپهری ساده، بی پیرایه و گویا است.

    او که به لحظه های شفاف و زیبا و نازک می اندیشد زبانی زیبا و نازک و شفاف هم دارد هرکلمه به درستی نقش خویش را در بازگویی مفهوم ایفا می کند.

    اهل کاشانم نسبم شاید برسد به گیاهی در هند ...

    5- شعر سهراب به رغم آنچه که گفته اند، شعری زنانه نیست.

    در شعر او جنسیت حضور ندارد وقتی به او گوش می سپاری ، به این نمی اندیشی که مردی با تو سخن می گویدیا زنی.

    بلکه شعر او فراجنسی است چرا که از جنس طبیعت است گرچه در برخی زبانها (مثلا زبان فرانسه) برای اشیا و پدیده ها نیز جنسیت تعیین گردیده اما در زبان ما این چنین نیست.

    شعر سهراب چون از تمام پدیده های طبیعی بهره می جوید و تمام رویدادها راه دارد به همین دلیل جنسیت خاص در آن دیده نمی شود چرا که طبیعت در کل وجود خود فرا جنس است.

    به تماشا سوگند به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است حرف هایم مثل یک تکه چمن روشن بود ...

    من به آنان گفتم : سنگ ارایش کوهستان نیست همچنان که فلز زیوری نیست به اندام کلنگ در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است..

    پی گوهر با شید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

    نگاهی بر آثار سپهری نقاش سهراب سپهری همواره با عنوان توام شاعر- نقاش مطرح بوده است .

    غالبا درباره ی او گفته اند که با شعرش نقاشی کرده و با نقاشی اش یروده است در واقع کارنامه سی ساله فعالیت هتری سپهری نشان می دهد که او در زمینه های شعر و نقاشس به یک حد کوشیده است.

    شعر او شناخته شده، زیرا صاحبنظران آن را از جنبه های مختلف به بررسی و نقد و تحلیل گرفته اند.

    اما نقاشی او شناخته نشده .

    نه به این سبب که- مثلا چون آثار ویلیام بلید در اقیانوس با شعرش خواستارانی نداشته است، بلکه به این دلیل که آثارش آن طور که باید مورد ارزیابی قرار نگرفته است.

  • فهرست:

    تاریخجه زندگی شاعر ، نقاش و هنرمند   سهرای سپهری

    تحلیل کلی بر وضعیت شعر او ، مضامین و تفاسیر شاعر

    مروری بر آثار شاعر

     

    منبع:

    1- زندگینامه شاعران ایران   تالیف : لیلا صوفی    انتشارات جاجرمی   تهران : 1378

    2- شعر زمان   تالیف : محمد حقوقی   انتشارات نگاه    تهران 1371

    3-باغ تنهایی، به کوشش حمید سیاهپوش ، دفتر نشر پگاه 1382

    4- پیامبر سبز ، شرحی بر مجموعه ما هیچ ما نگاه  و چند شعر دیگر .1385

     5- کتاب حجم سبز- سوره تماشا- موسسه نشر البرز

    6- دنیای سخن ، شماره 40 چاپ فروردین و اردیبهشت 1370

     

زندگينامه سهراب سپهري سهراب سپهري شاعر و نقاش کاشاني بود که در ?? مهر ???? در کاشان متولد شد. او از مهم‌ترين شاعران معاصر ايران است و شعرهايش به زبان‌هاي بسياري از جمله انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي و ايتاليايي ترجمه شده است. وي پس از ابتلا به بيماري

زندگينامه سهراب سپهري: سهراب سپهري در مهرماه 1307 در شهرستان کاشان به دنيا آمد. کودکي و نوجواني اش را در همان جا گذراند. پس از پايان تحصيلات دوره اول دبيرستان به تهران آمد و دوره دانشسراي مقدماتي پسران را در تهران گذراند. سپس در وزارت فرهنگ (آمو

سهراب سپهري شاعر و نقاش معاصر ايران در ?? مهر ماه ???? در کاشان پا به عرصه حيات گذشت و در ?? ارديبهشت ???? در تهران درگذشت. وي پس از طي تحصيلات شش ساله ابتدايي در دبستان خيام کاشان (????) و متوسطه در دبيرستان پهلوي کاشان (خرداد ????) و به پايان ر

شعر اگر هجوم نباشد دفاعي براي مرگ است و توضيحي براي مردن پس لغت مرگ، اسم و مردن، فصل است، شعر دفاع کامل نيست، روز هم نيست، شب هم نيست، تکه‌اي سخت و جاندار از شبانه‌روز است، براي همين شبانه‌روز است که شاعر در نيمه راه تجربه‌ي شاعري دلواپس مي‌شود. اگر

تباين و تنش در ساختار شعر « نشاني» سروده سهراب شعر کوتاه «نشاني» در زمره‌ي معروف‌ترين سروده‌هاي سهراب سپهري است و از بسياري جهات ‏مي‌توان آن را در زمره‌ي شعرهاي شاخص و خصيصه‌نماي اين شاعر نامدار معاصر دانست. اين شعر ‏نخستين بار در سال 1346 در مجمو

خود سهراب مي گويد : ... مادرم مي داند که من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را مي شنديده است... سهراب سپهري پانزدهم مهرماه 1307 در کاشان متولد شد .محل تولد سهراب باغ بزرگي در محله دروازه عطا بود. سهراب از محل

زندگي شخصي سهراب سپهري سهراب سپهري سومين فرزند خانواده پنج نفري اسدا… خان سپهري و خانم فروغ سپهري است . سهراب در روزي آفتابي و پاييزي 15 مهرماه سال 1307 حوالي ظهر ديده به جهان گشود .کودکي را در کاشان , در باغ اجدادي, که بسيار بزرگ و پر از درختان ميو

سهراب سپهري شاعر و نقاش معاصر ايران در ?? مهر ماه ???? در کاشان پا به عرصه حيات گذشت و در ?? ارديبهشت ???? در تهران درگذشت. سهراب سپهري شاعر و نقاش معاصر ايران در ?? مهر ماه ???? در کاشان پا به عرصه حيات گذشت و در ?? ارديبهشت ???? در تهران درگذشت

مقدمه: ادبيات فارسي حضور زنان را چگونه در خود پذيرفته است؟ زنان چه فعاليت و تأثيري در ادب پارسي داشتهاند؟ و بالاخره تأثير زنان در پايهگذاري، پيشرفته و تحولات شعر فارسي، اين مهمترين جلوه ادبي زبان فارسي، چگونه بوده است؟ با يک ديد کلي بعد از

1307 تولد در پانزدهم مهر ماه در کاشان. 1313گذراندن دوره شش ساله آموزش ابتدایی در دبستان خیام کاشان .علاقه به نقاشی و خوش نویسی و به تدریج شعر. 1319 پایان دوره دبستان و آغاز دوره اول دبیرستان در کاشان. 1322پایان دوره سیکل در کاشان در خرداد ماه و آغاز دوره دانش سرای مقدماتی در تهران. قوت گرفتن علاقه ا ش به شعر و نقاشی و حشر و نشر با اعضای انجمن ادبی صبای کاشان. 1324پایان دوره دانش ...

مقدمه: ادبیات فارسی حضور زنان را چگونه در خود پذیرفته است؟ زنان چه فعالیت و تأثیری در ادب پارسی داشته‌اند؟ و بالاخره تأثیر زنان در پایه‌گذاری، پیشرفته و تحولات شعر فارسی، این مهمترین جلوه ادبی زبان فارسی، چگونه بوده است؟ با یک دید کلی بعد از ناصرالدین شاه قاجار بروز تحولاتی چشمگیر در موقعیت و عملکرد زنان ایران پدید آمد به صورتی که هم‌اکنون زن ایرانی امتیازات چشمگیری به دست آورده ...

ثبت سفارش
تعداد
عنوان محصول